محسن, [۰۱.۰۲.۱۷ ۲۳:۰۷]
از زنا درمسجد الحرام تا حلال تر ازشیر مام
در این اوضاعِ کساد محبت ورکودِ تولید-بجز کود- وپول کارمان افتاد به بانک مهر اقتصاد . حساب کن مهر ومحبت می کنه قشنگ اونم به اقتصاد. فقط مانده بود مهر ومحبت با اقتصاد گره خورد.همان اول وول فرمودن وپله پیمودن ، دفترچه خدمات و صدمات بانک رسید به دستمان وسرمستمان کرد.در دستورالعمل [یادم باشد العمل اضافی را عمل کنم ] طرف خودش را جر داده بود تا تانک داری اسلامی را شرح دهد. خرلاسه ! با چشم هایم خسته همان اول دیدم حدیثی نقش بسته "خوردن یک درهم ربا ازهفتاد بار زنا با مادربدتر است" .چه خبره ؟ هفتاد بار مگه طرف جون نداره ؟اینجا هم از مادر مایه میزارین؟ چرا مسجد الحرام این همه مکان هست؟ بعد ذهن منحرف ومنخرف من رفت سراغ مزیت های این زنا با آن زنای منکر! در زنای ربا طرف خودیه صداشو درنمیاره ، زحمت جوریدن ِمکان و شوریدن گشت عرشاد نیست .برخلافِ اون خلاف باکت وشلوار شیک انجام می شود . پول نمی دهی هیچ چیزچرب وچیلی هم گیرت می آید الان همه دارید کارمندان آن بانک را از کت وشلوار برهنه تصور می کنید نکن آقا نیت بد گناه خو . آن بانک محترم برای دور زدن مسجد الحرام پیچاندن مادر محترم یک دور برگردان شیرین و شگردی گرد پیاده می کند وسوار مشتری می شود .بانک به مشتری یعنی خرزوخان وکالت می دهدکه کالایی خیالی وخیاری را به وکالت از طرف بانک بخرد 17 میلیون و بعد فی المجلس و بی تس تس بفروشد به خود خرزوخان به مبلغ 25 میلیگون تومان. حالا دیدی با یک میم ربا تبدیل شد به مربا برو بخور حالشو ببر .خدا تابلو ممنوع را آفرید و انسان دور برگردان را

 

 


وقت ان شد بگشایی درآن دکان را
پول ملت بستانی بدهی ایمان را
مال مردم بخور و یاد بدار این نکته

دام تزویر بکن چون دگران قران را
دیدگان را زتماشای حقایق بربند
چه نیازی که به زحمت فکنی چشمان را
وقت تنگی دست بیعت بده باشیطان
به مرادت که رسیدی بشکن پبمان را

 

محسن, [۰۳.۰۲.۱۷ ۱۲:۲۴]
علائمی شفاف درباره عفاف و زفاف و زیرناف :
خانمی پشت چادرش علامتی زده بود که من در حجاب هستم مزاحم نشوید .
خوب این کافی بود که ما را خل کند و خلاقیت مان گل.خرلاصه (ترکیبی از خلاصه وخرناسه) :می توانند از علایم ملایم وتند رانندگی هم بهرمندشوند .
مثلا عکس پلیسیعنی شوهرم پلیسه بیچارت میکنه . عکسمکپینگ یعنی خودم مکان دارم . دورش قرمر یعنی جا ندارم .رنگ سیاه یعنی اصلا راه نمیام سفید یعنی خود دارم میام خو .سبز یعنی فقط روابط اسلامی زرد یعنی خطری نشه یه وقت .بنفش یعنی فقط درحد جشن تولد و والنتاین. قهوه ای یعنی اهل قهوه و نشستن روی میز کافه وزیر سوال بردن فلسفه هنر درغرب ونیچه و... . شکلاتی که معلومه . قرمز یعنی بدون نزدیک شدن به خط قرمز . ارغوانی یعنی اهل سینه نما وشکلات . اگه عکس کمریدروش خط قرمز بود یعنی کمترازتویوتا کمری سوار نمیشم اگه سوارشم کمربه پایی ندست نزن .
اگه عکس کامیون دورش قرمز یعنی کامیون نه . کامیون تو سه گوش یعنی با نیسان وکامیون هم راه میام . موتور دورش خط یعنی دور موتورو خط کشیدم .سه گوش یعنی موتورهم راضی هستیم طرف جوان وپرتوان باشه . بچه دورش قرمز یعنی حوصله بچه خورده ندارم .دوچرخه یعنی اونم جواب می دم . اگه بزنه . 120 درورش قرمز یعنی از پذیرش افراد سنگین وزن معذوریم . اگه بزنه کمتر 80 دورش قرمز یعنی کمتراز هشتاد راه نمیام . ادامه با رسم شکل

محسن, [۰۳.۰۲.۱۷ ۱۳:۰۰]
علائمی شفاف درباره عفاف و زفاف و زیرناف :
خانمی پشت چادرش علامتی زده بود که من در حجاب هستم مزاحم نشوید .
خوب این کافی بود که ما را خل کند و خلاقیت مان گل.خرلاصه (ترکیبی از خلاصه وخرناسه) :می توانند از علایم ملایم وتند رانندگی هم بهرمندشوند .
مثلا عکس پلیس یعنی شوهرم پلیسه بیچارت میکنه . عکسمکپینگ یعنی خودم مکان دارم . دورش قرمر یعنی جا ندارم .رنگ سیاه یعنی اصلا راه نمیام سفید یعنی خود دارم میام خو .سبز یعنی فقط روابط اسلامی زرد یعنی خطری نشه یه وقت .بنفش یعنی فقط درحد جشن تولد و والنتاین. قهوه ای یعنی اهل قهوه و نشستن روی میز کافه وزیر سوال بردن فلسفه هنر درغرب ونیچه و... . شکلاتی که معلومه . قرمز یعنی بدون نزدیک شدن به خط قرمز . ارغوانی یعنی اهل سینه نما وشکلات . اگه عکس کمریدروش خط قرمز بود یعنی کمترازتویوتا کمری سوار نمیشم اگه سوارشم کمربه پایی ندست نزن .
اگه عکس کامیون دورش قرمز یعنی کامیون نه . کامیون تو سه گوش یعنی با نیسان وکامیون هم راه میام . موتور دورش خط یعنی دور موتورو خط کشیدم .سه گوش یعنی موتورهم راضی هستیم طرف جوان وپرتوان باشه . بچه دورش قرمز یعنی حوصله بچه خورده ندارم .دوچرخه یعنی اونم جواب می دم . اگه بزنه . 120 درورش قرمز یعنی از پذیرش افراد سنگین وزن معذوریم . اگه بزنه کمتر 80 دورش قرمز یعنی کمتراز هشتاد راه نمیام . ادامه با رسم شکل

مسیرت

مسیرت پیچ نباشه دره وتپه هم نمیایم


حوصله دورزدن تو شهروندارم

باموتوری راه نمیام
بوق نزن تابلو میشه
با دوچرخه پیر وکودک هم راه میام
گاریچی مزاحم نشه
خخ
قطار خوش منمیاد
اصلا را نمیام
راه نمیام
زمانه سی تومن تمون شد
زیر55 تومن نمیشه
عمله جماعت نه
زیرپا خطره نمیام
فقط اسب دارا بیان
دونفرشریکی نفری50 نمیشه
سنگین وزن هامزاحم نشن
از آدمای وحشی بدم میاد هوی من دخترما
تازه از شوهرم جداشم شوهردارم اولین بارمه

محسن, [۰۳.۰۲.۱۷ ۱۳:۰۸]
استعداد اینو که دارین عکساشو خودتو ن جورکنین زلال احکام نیست که یاد نگیرین

اندر حکایت حجت الاسلام هاشمی


آن شاه اکبر.آن شیخ انور. آن زاده بهرمان. آن شیخ قهرمان. آن سردار سازندگی .آن نوکر امیرکبیر. آن تاجر ورشکسته . آن باغدارپسته. آن صاحب ثروت. آن شوهر عفت. آن صاحب تدبیر. آن کاتب تفسیر. آن مرد مبارز.آن استاد سوتی .آن خَسوی لاهوتی. آن دافع خطرات راقم خاطرات. آن خطیب پرخروش. آن بسازو بفروش .آن عالی جناب سرخ پوش .آن عاشق عقیق. آن ولایت را رفیق.آن دست راست امام .آن خوابنده پشت بام . آن یار احمد. آن سازنده سد. آن رئیس کاربلد. آن فابریک فهد. آن رفیق چیز. سیاست مدار تیز . آن اهل سقوط. بازنده به مموت . آن رئیس مصلحت . ریشه دار بی ریش شیخ آزاد اندیش .آن رفیق حمامی با سعید امامی .آن کابوسِ مزاحمین خلق. آن رفیق سجاده و دلق .آن دشمن پیکاسو. آن عاشق بورکینافاسو. آن قندان شاد. واضع دانشگاه آزاد .آن شاگرد شیخ ساده. آن رزمنده آماده. آن مرید محسن رضایی کاندید کذایی .آن اکبر موذی .آن عنصر نفوظی .آن فرد میانه .آن مشت خورنده از هر کرانه .آن فحش خورش ملس. آن که دورش پرمگس . آن ناکام خبرگان. آن کامیاب دهلران . گویند چون از مادر بزاد دهان تقه ای فرمود و جز لبخند هیچ نگفت .گونه هایش بس سرخ چنان بهرمان .شیخ را گفتند این چه حال باشد ؟ فرمود این طفل عنقریب است که دل بعضی ها خون کند و از ساکتین و ماکتین فتنه باشد . از هر طرف حربه ای وضربه ای بخورد و دفاعش جز لبخند و لپ آگند نباشد .

گاو هسته ای! 18+

 

زمانی روستایی ساده ای گاو ماده اش را پیش اقای گاو برد تا یک بار جستن کند وحیوان را آبستن . رئیس گاو نر قرارگذاشت که تنها حیوان یک بار بجهد وده تومان بگیرد .   روستایی که تمام دارایی اش همان ده تومان بود قبول کرد . برجست سخت اما تیرش به خطا رفت ! روستایی بیچاره به هدف نرسید  وده تومان هم داد وبا گاوش را خانه در پیش گرفت . در راه پرسیدند هی از کجا می ایی ای فرخنده پی ؟ چه کردی ؟ گفت هیچ من وگاوم هرکدام یک بدهی داشتیم رفتیم دادیم وداریم برمی گردیم . یادروغی بود یاکه راست آن   دوستان نقل حال ماست آن  

تراکتور هسته ای

ﯾﮏ ﺭﻭﺯ ﺭﻭﺳﺘﺎﯾﯽ ﺳﻮﺍﺭ ﺗﺮﺍﮐﺘﻮﺭ ﻫﻢ ﺩﻫﺎﺗﯽ ﺍﺵ ﻣﯿﺸﻪ ﻭ ﻣﯿﺮﻥ ﺳﻤﺖ ﺷﻬﺮ ﻭﺳﻂ ﺭﺍﻩ ﺻﺎﺣﺎﺏﺗﺮﺍﮐﺘﻮﺭ ﻭﺍﺳﻪ ﺧﻨﺪﻩ ﻣﯿﮕﻪ : ﺍﮔﺮ ﺍﺯ ﺍﻭﻥ ﺗﭙﺎﻟﻪ ﮔﺎﻭ ﯾﮏ ﻟﻘﻤﻪ ﺑﺨﻮﺭﯼ ﺗﺮﺍﮐﺘﻮﺭﻡ ﺭﺍ ﻣﯿﺪﻡ ﻣﺎﻝ ﺗﻮ !ﻃﺮﻑ ﻗﺒﻮﻝ ﻣﯽ ﮐﻨﻪ ﻭ ﻣﯿﺮﻩ ﭘﺎﯾﯿﻦ ﯾﮏ ﮔﺎﺯ ﺩﺭﺳﺖ ﺍﺯﺵ ﻣﯿﺰﻧﻪ ﻭ ﺻﺎﺣﺎﺏ ﺗﺮﺍﮐﺘﻮﺭ ﻣﯿﺸﻪ .ﻋﺼﺮ ﻣﻮﻗﻊ ﺑﺮﮔﺸﺘﻦ ﺩﻫﺎﺗﯿﻪ ﺑﻪ ﻓﮑﺮ ﻣﯿﻔﺘﻪ ﮐﻪ ﻫﻤﻪ ﺩﻫﺎﺗﯿﻬﺎ ﺍﮔﺮ ﺑﻔﻬﻤﻨﺪ ﮐﻪ ﺍﻭﻥ ﭼﻄﻮﺭﯼﺻﺎﺣﺎﺏ ﺗﺮﺍﮐﺘﻮﺭ ﺷﺪﻩ ﺁﺑﺮﻭﺵ ﻣﯿﺮﻩ ﻭ ﺍﻭﻥ ﯾﮑﯽ ﻫﻢ ﻣﺜﻞ ﺳﮓ ﭘﺸﯿﻤﻮﻥ ﺑﻮﺩﻩ ﭼﻄﻮﺭ ﺳﺮ ﯾﮏﺷﻮﺧﯽ ﺗﺮﺍﮐﺘﻮﺭﺵ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺩﺳﺖ ﺩﺍﺩﻩﯾﻬﻮ ﺩﻫﺎﺗﯽ ﺑﺮﻣﯿﮕﺮﺩﻩ ﻣﯿﮕﻪ : ﺍﮔﻪ ﯾﮏ ﮔﺎﺯ ﺍﺯ ﺍﻭﻥ ﺗﭙﺎﻟﻪ ﮔﺎﻭ ﺑﺨﻮﺭﯼ ﺗﺮﺍﮐﺘﻮﺭ ﺭﺍ ﺑﻬﺖ ﭘﺲ ﻣﯿﺪﻡﻭ ﺍﻭﻥ ﻫﻢ ﺍﻣﻮﻥ ﻧﻤﯿﺪﻩ ﻭ ﻣﯿﺮﻩ ﻣﯽ ﺧﻮﺭﻩﻧﺰﺩﯾﮏ ﺭﻭﺳﺘﺎ ﮐﻪ ﻣﯽ ﺭﺳﻨﺪ ﺩﻫﺎﺗﯿﻪ ﻣﯿﮕﻪ : ﻣﯽ ﺩﻭﻧﯽ ﺑﻪ ﭼﯽ ﻓﮑﺮ ﻣﯽ ﮐﻨﻢ، ﺻﺒﺢ ﻣﻦ ﺻﺎﺣﺎﺏﺗﺮﺍﮐﺘﻮﺭ ﺑﻮﺩﻡ ﻭ ﺍﻻﻥ ﻫﻢ ﺻﺎﺣﺎﺏ ﺗﺮﺍﮐﺘﻮﺭﻡ ﻓﻘﻂ ﻧﻤﯽ ﺩﻭﻧﻢ ﺍﯾﻦ ﮔﻪ ﺧﻮﺭﺩﻧﻤﻮﻥ ﭼﯽ ﺑﻮﺩ؟ !

 

 

 گله ها وبره ها

 

از تمام روزگارکودکی  /داستان ها یاد دارم این یکی : با رفیقی در میان دره ها  /رفته بودم چون شبان بره ها   /گله ای از گرگ ها بد حمله کرد / گله را زود آن  رفیقم دوره کرد / کوشش ما چشم فتنه کور کرد /گرگ را از دَور گله دور کرد/  درپی گرگان دوان شد بره ها /  با خیال مادران در دره ها/گله با آن گرگ ها  چون دوست شد / ثروت ما استخوان وپوست شد
 

حلقه دوار :

 

گرمای تابستان گوسفندان را در صحرا اذیت می کند هر کدام سعی می کنند سرشان رالای پای دیگری بیندازد کمک محالت صف به خود می گیرند .گوسفندی که نفر اول باشدسرش مستقیم دربرابرآفتاب است . بنا بر این هیچ کدام حاضر نمی شود جلو درا باشد . تا این که گیج ترین گوسفندرا پیدا می کنند و جلو می اندازند . گوسفند جلویی زیر تابش افتاب شدید گیج ترهم می شود . بی هدف در دامنه ها دورمی زند و دیگران هم سرشان زیر دم جلویی است و ندانسته از گوسفند گیج اول پیروی می کنند :سربه زیر و لاس بوکن نبرد راه به مقصود /گوسفندی که درین حلقه دوار! بماند

خلسه ی تکراری

 

 
 
 
سرگشته وگردانم ،درخلسه ی تکراری
بی چشم  همی گردم  چون مرکب عصاری
ازبرق سحرتاشام،درزحمت وبیگاری
شب تا به سحر غرقم درگریه وبیداری

 

 کلیات وجزئیات

 

نماینده های محترم بابیش از130رای با کلیت برجام موافق بودند.بعدموقعی که بند بند برجام به رای گذاشته شد بیش از 160نفر موافق بودن . هیچ راهی ندارد الا این که 30 نفر از آن ها کلیات را باجزئیات اشتباه می گیرند. یک قاطره : کریم شیره ای درحضورعاشق الدنیا شاه بود . نوه های 14 ساله و16 ساله شا ه بازی می کردند . گفت اگر 16 ساله ببرد . ده تومان جایزه می دهم ودیگری 15 تومان. نوه 14 ساله زد زیر گریه وگفت ”چرا به من 15 تومن می د هید به او ده تومن ؟ گروهی آمدند وبا بدبختی به اوفهماندند که 15 تومان بیشتر است . کریم شیره ای فرمود ” به زودی یکی حاکم اصفهان می شود ودیگری حاکم شیراز ! ” بعد از چند ماه این پ...

 ریش

 

ریش درازکن آمد دارد
خیلی برایت درآمد دارد

 

کلیات وجزئیات

‎‎ نماینده های محترم بابیش از130رای با کلیت برجام موافق بودند.بعدموقعی که بند بند برجام به رای گذاشته شد بیش از 160نفر موافق بودن . هیچ راهی ندارد الا این که 30 نفر از آن ها کلیات را باجزئیات اشتباه می گیرند. یک قاطره : کریم شیره ای درحضورعاشق الدنیا شاه بود . نوه های 14 ساله و16 ساله شا ه بازی می کردند . گفت اگر 16 ساله ببرد . ده تومان جایزه می دهم ودیگری 15 تومان. نوه 14 ساله زد زیر گریه وگفت ”چرا به من 15 تومن می د هید به او ده تومن ؟ گروهی آمدند وبا بدبختی به اوفهماندند که 15 تومان بیشتر است . کریم شیره ای فرمود ” به زودی یکی حاکم اصفهان می شود ودیگری حاکم شیراز ! ” بعد از چند ماه این پ...

...

 

اگر نیوتن ایرانی بود

 

... در جا سیب را با تمام گل وگرد ویادگاری مگس ها لقمه چپش می کرد بعد زنگ می زند به همسر خوانده اش ....[این قسمت از متن نسخه ناخوانابود ] بعد از رفتن او زنگ می زد به دوستان نازل وارازل می آمدند تمام سیب ها رو می خوردند برگ هارا می بردندشاخ ها را می شکستند .درخت را می بریدند و با آن جوجه کباب درست می کردند و ریشه درخت را درمی آوردند همه جا را پر از دود می کردند و کود ! بالاخره هوس یافتن گنج به سرشان می زد از جای خالی درخت تونل می زدند به جاهای دیگر وباغچه شخم کردند. دولت می امد میلیلرها تومن بودجه اختصاص می داد تاباغ نیوتن را نیو کنند . بدوجه هارا می خوردند وچند بید بیثمر میکاشتند بید ها ز تش...
...

 

نکیر ومنکر

 
 
جوا نی خام و ناکام بعد از فراغت ! از تحصیلات خالیه !برای استخدام می نشیند تا بختش وا شود . ناگاه گرگ اجل سررسید وباخود برد .هنوز داغ بوده و نمیدانسته که مرده است..نکیر ومنکر ازاو می پرسند واوجواب می دهد .
خدای تو کیست؟ خونی که در رگ ...
پیامبرت کیست؟ مرگ بر آمریکا ،مرگ بر فتنه گر ، اسرائیل نابود ...
امامت کیست : : اقتصاد و فرهنگ با عزم ملی و مدیریّت جهادی
دینت چیست؟ انرژی هسته ای حق مسلم ماست .
مالت را از کجا بدست ؟بیداری اسلامی ،حماسه اقتصادی ...
عُمرت را در چه راهی صرف کردی :. شرکت خودجوش در انتخابات وراهپیمایی ها .
مال چه اورده ای : کارت فعال بسیج . حلقه صالحین . عضویت گروه دلواپسان
آن ها از شنیدن این جواب جدید وغریب در می مانند . به خداوند عرض می کنند:خدایا این دیگرچه صیغه ای است ؟ما تو ایرانی جماعت همه جورشو دیده بودیم الااین یکی ." فرشته ای مامور می شود وبه فارسیمی گوید "چی میگی اینجا قبره تو مردی" طرف تازه می فهمد : آها زودتربگومن فکر کردم گزینش ومصاحبه برای استخدام است .

خاله وجن

 

 
 
صدا وسیما هیچ خبری از خوشی غربی ها پخش نمیکنه انگار اونا جن هستند . اما وقتی مصیبتی میاد براشون چنان به تصویر میکشه که خاله ما هستن
 

 

شرح بیت سعدی

 
 
مگر توروی بپوشی وفتنه باز نشانی / که من قرارندارم که دیده ازتو بپوشم(سعدی) شرح : 1. عوامل فتنه درزمان سعدی هم بودند وشیطنت می کردند. 2. بی حجابی عامل فتنه است . 3. بهترین راه نجات مردم از شر فتنه پنهان کردن انهاست .4.خیلی ازمردم ضعیف النفس اند . 5 شعر وموسیقی باعث گمراهی اند . 6. خواهرم حجابت را رعایت کن.

 وجوب ِرقص ِخَشاگیل

 

‎‎علی عبدی‎ published a note.‎
 
دوستی می گفت که روضه ای در خانه برپا کردیم نوحه خوانی اوردیم که 60 لیتری اشک گرفت از زنها .خلاصهبه خیر وخوشی تمام شد وقت پذیرایی رسید میوه وشیرینی آوردند.ناگهان موبایل یکی از خانم ها از بالای یخچال جیغش درآمد " خوشگلا باید برقصن " همه بر خود تکلیف دانستند پیر وجوان،بشکه وسرنا حامله ورامله همه جَستند در هم آمیختند و رقص جانانه ای کردند حماسه بزرگی خلق کردند . روضه خوان از بقیه بیشتر و فریاد می زد خوشگلا باید برقصن . درنتیجه این مجلس با چند کشته وزخمی پایان گرفت .

 

پلیس فدا

 

با همسر خوانده ! داشتم میرفتم خوردیم به پلیس گفت ایشالا که میخاید ازدواج کنید وبچه بیارید من هم الکی گفتم بله آقا مارو با التماس بردن تو ون نشاندن خانم پلیسه شد مادرعروس جناب سروان شد پدرعروس خواستگاری کردن و بله گرفتن وحاج آقا نشست عقد کرد توهمون ون عروسی گرفتن برامون ساز ودهل و.. حجله عروسی برپا کردیم الان با زحمت آقایون داریم میریم ماه عسل دارام دارام سوغاتی چی بیارم ؟قرار وام خودرو هم بهمون بدن . سهمیه عمره دادن قبول نکردیم گفتیم ریا میشه
 

جهنم ایرانی


"}">

ایرانی ها رابه جهنم بردند . خیلی راحت سازگار شدند وباهم شروع کردند به جوک گفتن وخندیدن . فرشته ها به مالک دوزخ (مالک ششدانگ جهنم. این لقبشوبهش دادن ول نکنه بره آخه نیست جهنم خیلی ملک باصفاییه )خلاصه شکایت بردن که اینا عین خیالشون نیست. از بالا دستوررسید که ببریدشون بهشت . ایرانیا وسط بهشت شروع کردند هم چشمی وا زدست هم قاپییدن و شاش کردن تو جوی عسل و رقابت وحسادت وغیبت جنگ و گیس کشی کشت وکشتار و...اونجارو برا خودشون کردن جهنم !

"}"> 

حادثه تلخ وعبرت آموز

مراقب باشید.زنی یک سال منو تو تلگرام اذیت اول دوستی وخواستگاری. .بعد چند عکس لخت خودم را خواست فرستادم.باراخرتهدید کرد که خانواده ام را می شناسد اگر به او گوش ندهم به پدرم خوهد گفت.پرسیدم خواسته تو چیست؟با کمال تعجب گفت درکنکور باید پزشکی قبول. شوی.من هم با بدبختی خواندم قبول شدم .خبری از او نبود رفتم به پلیس فتا شکایت کردم.یک هفته بعد گفتند بیا پیداش کردیم گفتم کی بوده؟رییس فتا خندید گفت :اون مامانت بوده.غیرتی شدم بلندشدم بزنمش .گفت اقا جدی میگم اون مادرت بوده سرکارت گذاشته.چون نیتش خیربوده مابهش جایز هکر خیر دادیم

عاقبت رابطه جنسی

 
این شوخی بودبگذار خاطره تلخی را از زبان یکی ازکاربران تلگرام :شبی سرگرم تلگرام بودم که مرد ناشناسی پیام داد که مرا می شناسد از اسرار خصوصی مادرم باخبر است. گفت: بامادرت رابطه دارم حتا فیلم هم تهیه کرده ام .گفتم دروغ می گویی .گفت برایت مدارکی میفرستم اگر به کسی بگویی همه جا پخش خواهم کرد.نامرد حتا عکس لباس زیرمادرم راهم فرستاد .رفتم لباس های مادرم رانگاه کردم درست بود.داشتم دیوانه می شدم .تهدید کرد که ماهی یک میلیون می خواهد..چنین پولی نداشتم .رفتم پلیس فتا شکایت بعد از یک ماه زنگ زدند گفتند گرفتیمش رفتم خواستم بروم داخل خفه اش کنم .جناب سرهنگ گفت ارام باش اون بابات بوده

فنرمند!

 
فَنَرمند کیست : موجودی است که هنری ندارد اما بدن فنری دارد. دائما بدنش در حال باز وبسته شدن و کوچکو وبزرگ شدن است اگر طبیعی نشد مصنوعی .طولی یا عرضی.با شرایط سازگار می شود . هروقت به او فشاری بیاید زیررفشار جمع می شود و به هر طرف که بکشند دراز می شود.

فنرمند!

 
فَنَرمند کیست : موجودی است که هنری ندارد اما بدن فنری دارد. دائما بدنش در حال باز وبسته شدن و کوچکو وبزرگ شدن است اگر طبیعی نشد مصنوعی .طولی یا عرضی.با شرایط سازگار می شود . هروقت به او فشاری بیاید زیررفشار جمع می شود و به هر طرف که بکشند دراز می شود.

قاطرات 4 : این قسمت جهان بینی ِدماغی

 
 
کو دک خرد و تردی بودم که مرا به دبستان فرستادند .مدیری داشتیم به نام اجاقی . تنها چیزی که از این اجاق به دست ما رسید شلاق های سوزان بود . روزی مارا جمع کرد تا به نماز جماعت ببرد . زمستان، زمین وزمان آب و گِل ،چکمه پلاستیک وجوراب پشمی! فکرش را بکن چه می شود. بعد ازهمه برای وضو رفتیم کسی نبود الکی دست وصورت را با برف خیس کردیم وبرای نماز خالصانه درصف ایستادیم . امام جماعت پچ پچ می کرد ماهم شروع کردیم به تَپَچپُچ ! بعد رکوع وسجود و استغفار برای جنایت هایی که در حق اهل سایه (خانواده)وهمسایه کرده بودیم.من مشکل بدی داشتم وقتی که سجده می رفتم دماغم بدجور درد می گرفت . با بزرگتری درمیان نهادم . نگاه کرد به سجده ام . من بیچاره دماغم را روی مهر می گذاشتم ! نخند یه با امتحان کن

ازگدا تا خدا

 
ما گدای خُرد را
بزرگ کردیم
شیک کردیم
به خدای خود ،
نزدیک کردیم

قاطرات 7،

خیّری به نام خیر محمد
 
شادروان شاملو جایی نوشته مردم به شیوه طنز وارونه نام گذاری می کردند .به نابینا می گفتند عین علی وبه شل و ترسو می گفتند یدالله وهیبت الله و تس تس علی هذا ... یکی از هم دهاتی های ما خیر سرش اسمش پسرش راگذاشته بود خیر محمد . خیر محمد هم مشمول و مشلول !این رسم می شد.قیافه زخیم!(به ز خم هم ربط دارد) وضُمختی! داشت با زبانی تلخ وگزنده و ناخنی خشک .اما از نعمت رو حسابی نصیب برده بود دراوج پررویی بود .با این قیافه دلربا وزبان شیرین ودست بخشنده وپاشنده همیشه دنبال خواستگاری ومخ زدن بود نتیجه هم معلوم است .برای مخ زدن زبان شیرین و پول فروان و قیافه دلپذیر لازم است .رکورد خواستگاری دستش بود وهست . گاهی نمی توانست مخ زن زمخت خود را هم بزند شب رابیرون می خوابید .در طول عمرش خیری به کسی نرسانید جز پدرش .درپی خدماتش به هرکسی فله فله دعا بود که به حساب پدرش واریز می شد . سرعت لب زدنش در سخن از بال مگش تند تر بود چانه اش همیشه تر بود تنها یک گهر پاشی ازو ماندبه گوشتی که به دهنش نمیرسید می گفت :"بیزه یوخده ایچینه ..." حالا حکایت ؟

لطفا بمیرید  

 
گر مسلمانی ازین درد بمیرد عیب نیست بلکه سزاوار است ”حضرت علی ع“
اختلاس بابک زنجانی رسما اعلام شد:
8/700/000/000/000/000 تومان!!!!!!
در زمان حضرت علی ، دشمنان کشور و غارتگرانی که در حال محاربه با حکومت اسلامی بودند خلخالی ازپای زن کلیمی ربودند . نه مامور حکومت بودند نه شهروند عادی ! فرمود گر مسلمانی ... .این اختلاس ها درحالی است که هزارن گرسنه بر اثر فقر به فساد وفحشا ودزدی روی آوردند و بی ایمان وبی خانمان شدند ای مسئولان ناظر ودست اندرکار! برای جبران این کوتاهی خود، اگر علوی هستید لطفابمیرید حتا اگربیدین هستید مثل چینی های بی دین از وجدان درد خود کشی کنید .واجبی بدم خدمتتون یاشیاف پتاسیم؟

اسم وصفت !

 
در زبان فارسی اغلب ، اسم ها با صفت ها در ستیز وآویزند . یعنی صفت هر کسی برعکس شخصیت اوست چند نمونه برای آزمایش جدا می کنم ببینید : دیدن جنتی یعنی یاد جهنم افتادن .هاشمی خودش از دیگران می ترسد .محسن رضایی اوج نارضایتی از قیافه اش می بارد .روحانی صاحب بنیه جسمانی است.احمد خاتمی ادم را یاد مجلس ختم می اندازد. رائفی پور به پدرش هم رحم نمی کند.ناطق مدت هاست ساکت است . . جهانگیری صندلی خودش راهم نمی تواند نگه داردابتکار هیچ ابتکاری ندارد. قرائتی بد صدا اصلا قرائت بلد نیست .مصباح خودش گمراه است .سر افراز هم موجب سر افکندگی است .نقدی کلا وعده نسیه می دهد. رحیم پور به تنها چیزی که مربوط نیست رحم است. پناهیان خودش پناهنده است.قالیباف خالی باف است.سروش منکر وحی است .دکتر عارف از عرفان تنها همین اسم را دارد. فرشچیان اصلا از فرش سر درنمی آورد.موسوی گرمارودی انگارصحرای سرد مغولستان است.کسی تابحال چیزی از علی معلم یاد نگرفته است .سهیل ثابت همه جامی رود وپیدایش می شود.نبوی عامل بی دینی است.خرسندی همیشه ناخرسند.امین حیایی در فیلم ها نقش خائن بی حیا رابازی می کند وشریفی نیا نقش آدم پست وبی اصل ونسب .پرستویی همیشه ساکن است .نجف زاده بهش میاد دمشق زاده باشه . دایی اصلا خاوهر ندارد که دایی شود .پروین نام پیرمرد زمخت واخمویی است. فتح الله زاده هیج جارا فتح نکرده حتی تیمش زمین ندارد. غلام علی حداد عادل با چهار اسم عربی رئیس فرهنگستان است.خودش گِل تهِ سبد است.اوج پارادوکس.(ِنوکر-برتر+آهنگر-دادگر+)داخل اسمش دو تا منفی ودوتامثبت داره . نوکر چطور برترمی شود؟ آهنگر چه کاره است که داد گرباشد ؟اعتراف کنم که سه مورد قبول دارم الهام چرخنده هم مهبط الهام است هم چرخنده ای ماهروساحر نیز کوچک زاده ورسایی!

 

آقای ایشَمت بَسیش

 
 
درروستای ما مردی بود که به نام حشمت ترکی به او می گفتند ایشمت بسیش اسمش ایش (کار ) بود اماهمیشه بیکاربود. روزوشب لباس فرم بسیج به تن داشت . کلاه وکوفیه و کشکول وکلاش و نشان تمام . حتی در حمام هم لنگش بسیجی بود.از فانوسقه های کهنه هم نمی گذشت می بست به پالان خرش. کلاش را همیشه خالی می بست .رئیس بسیج روستا بود.به او می گفتند نگهبان کبری! چون اسم خانمش کبری بود. هیچ وقت از روستا بیرون نمی رفت. باآن لباس مرتب هیمنه ای داشت که هر تازه واردی گمان می کرد 3 سال سابقه جبهه دارد.بارها به دستش تف کرد اما جایی را تصرف نکرد. پس ازمدتی براثر نیش ونیشگون مردم به سوی "جبهه های حق علیه باطل شتافت" ام ب هشهرستان نرسیده خبر اتش بس اعلام شد. با چه سوزی از کم سعادتی خود شکوه می کرد.نهم دی را به ایشمت تبریک می گوییم . ایشمتیک بار عامل حماسه روستایی شد که بعدا می نویسم .

 

قاطره خرما !

 
 
قاطره دیگر! زمانی که بوشَک (بوش پسر)می خواست به عراق حمله کند عوامل خُرما (خمره رنگ کردن ملت ایران ) از صدام ییشتر نگران بودند .پشت سرهم کاه شناسانی ! می آوردند که بگویند آمریکا نمی تواند به عراق نفوظ ! کند . من طبق قانون چواشه(وارونه) می دانستم که به زودی همین خرما! (صدا وسیما) خوردن خرمای صدام را نشان خواهد داد .چنین هم شد .خُرلاسه (خلاصه +خرناسه )! دو روز مانده بود به حمله ،کاه شناسی آورده بودند دکتر سردار سرتیپ فلانی فرمانده عملیات نبرد های نامنظم و.... عنوانش صفحه تلویزون راگرفته بود . آنقدر عنوان ونشان روی لباسش بود که اضافه اش رفته بود داخل شلوارش ! طرف نیم خیز شده بود وبا شوق وذوق تمام از دام های صدام برای غافگیری وشکست آمریکا می گفت انگار صدام داداششه . نیم ساعت گفت چنان که ساحل دهانش پر از کف شد . دو روز بعد :بسود وفروریخت هرچه صدام بود" . دیگرآن کاه شناس ها نیامدند . گروه دیگر امدندگفتند در باتلاق عراق گیر می کنند البته راست می گویند آمریکا درباتلاق عراق خفه شد .