... در جا سیب را با تمام گل وگرد ویادگاری مگس ها لقمه چپش می کرد بعد زنگ می زند به همسر خوانده اش ....[این قسمت از متن نسخه ناخوانابود ] بعد از رفتن او زنگ می زد به دوستان نازل وارازل می آمدند تمام سیب ها رو می خوردند برگ هارا می بردندشاخ ها را می شکستند .درخت را می بریدند و با آن جوجه کباب درست می کردند و ریشه درخت را درمی آوردند همه جا را پر از دود می کردند و کود ! بالاخره هوس یافتن گنج به سرشان می زد از جای خالی درخت تونل می زدند به جاهای دیگر وباغچه شخم کردند. دولت می امد میلیلرها تومن بودجه اختصاص می داد تاباغ نیوتن را نیو کنند . بدوجه هارا می خوردند وچند بید بیثمر میکاشتند بید ها ز تش...
...