گله ها وبره ها
از تمام روزگارکودکی /داستان ها یاد دارم این یکی : با رفیقی در میان دره ها /رفته بودم چون شبان بره ها /گله ای از گرگ ها بد حمله کرد / گله را زود آن رفیقم دوره کرد / کوشش ما چشم فتنه کور کرد /گرگ را از دَور گله دور کرد/ درپی گرگان دوان شد بره ها / با خیال مادران در دره ها/گله با آن گرگ ها چون دوست شد / ثروت ما استخوان وپوست شد
+ نوشته شده در ۱۳۹۴/۱۰/۲۰ ساعت 2:5 توسط زنجره
|