اسم وصفت
اسم وصفت ! علی عبدی·چهارشنبه, دسامبر 30, 2015 در زبان فارسی اغلب ، اسم ها با صفت ها در ستیز وآویزند . یعنی صفت هر کسی برعکس شخصیت اوست چند نمونه برای آزمایش جدا می کنم ببینید : دیدن جنتی یعنی یاد جهنم افتادن .هاشمی خودش از دیگران می ترسد .محسن رضایی اوج نارضایتی از قیافه اش می بارد .روحانی صاحب بنیه جسمانی است.احمد خاتمی ادم را یاد مجلس ختم می اندازد. رائفی پور به پدرش هم رحم نمی کند.ناطق مدت هاست ساکت است . . جهانگیری صندلی خودش راهم نمی تواند نگه داردابتکار هیچ ابتکاری ندارد. قرائتی بد صدا اصلا قرائت بلد نیست .مصباح خودش گمراه است .سر افراز هم موجب سر افکندگی است .نقدی کلا وعده نسیه می دهد. رحیم پور به تنها چیزی که مربوط نیست رحم است. پناهیان خودش پناهنده است.قالیباف خالی باف است.سروش منکر وحی است .دکتر عارف از عرفان تنها همین اسم را دارد. فرشچیان اصلا از فرش سر درنمی آورد.موسوی گرمارودی انگارصحرای سرد مغولستان است.کسی تابحال چیزی از علی معلم یاد نگرفته است .سهیل ثابت همه جامی رود وپیدایش می شود.نبوی عامل بی دینی است.خرسندی همیشه ناخرسند.امین حیایی در فیلم ها نقش خائن بی حیا رابازی می کند وشریفی نیا نقش آدم پست وبی اصل ونسب .پرستویی همیشه ساکن است .نجف زاده بهش میاد دمشق زاده باشه . دایی اصلا خاوهر ندارد که دایی شود .پروین نام پیرمرد زمخت واخمویی است. فتح الله زاده هیج جارا فتح نکرده حتی تیمش زمین ندارد. غلام علی حداد عادل با چهار اسم عربی رئیس فرهنگستان است.خودش گِل تهِ سبد است.اوج پارادوکس.(ِنوکر-برتر+آهنگر-دادگر+)داخل اسمش دو تا منفی ودوتامثبت داره . نوکر چطور برترمی شود؟ آهنگر چه کاره است که داد گرباشد ؟اعتراف کنم که سه مورد قبول دارم الهام چرخنده هم مهبط الهام است هم چرخنده ای ماهروساحر نیز کوچک زاده ورسایی!
+ نوشته شده در ۱۳۹۴/۱۰/۰۹ ساعت 14:14 توسط زنجره
|