رسانه ملی یا میلی
رسانه ملی یا میلی !
برخی از آگاهان[روشنفکر نمی نامم چون این کلمه با خودش درگیری اساسی دارد] گردن فراز می کنندودهان باز که این رسانه ملی نیست میلی است. باید اول در شعن! حاج عزت بگویم :
" ای بر سرما نشسته چون تاج، عزت عالم به تو دارد احتیاج عزت! ".
به این آگاهان بگویم که نعل واورنه ی ترکمانی زدن کار حکومت است، شماچرا ؟ نفت ما ملی شد یعنی به نام ملت به کام دولت شد. اما این یکی که نامش هم دولتی است" صدا وسیمای جمهوری اسلامی ایران " یعنی ؛ جایی که صدا و سیمای مسئولانرا پخش می کند .البته ناگفته پیداست که تاج عزت ! هم از مسئولان دل سوخته است . این فیلم ها هم ملین است تا مغزکوچک ما آن سخنان و تصاویر مغذی ومقوی را هضم کند جانم ! هر چه به ایشان گفتیم اینبار مسئولیت را از گردن خود بردارید فرمودند "نخیررررر![انگار کره خر را صدا می کنه ] من گردنمزیر بار مسئولیت کلفت کلفت شده . نگران نباشید .گرد ران هم ،چون گردن است . ایعزیزان کشمیش چرا به سبک کبک سرخود را زیربرف می کنید . خون به مغزتان نمیرسد و از این حرف ها می زنید . ایش ش ش ش!
حکایتی شیرین از
مثنوی از مثنوی نقل می کنم وترک عقل :
می گوید
آسمان جل ِ بی کس و کاری بگوش همه را برید ازهمه قرض ونسیه کرد و خورد . با شکایت
خواهندگان به زندان افتاد . آنجا هم روزگار زندانیان را
سیاه کرد . هرچه داشتند و می زد و می شکست می برد و می
خورد . آنها هم از او
به ستوه امدند و به قاضی پناه بردند . قاضی برای حل این مشکل تصمیم گرفت او را اور از
زندان آزاد گرد .برای این دوباره مردم رانچاپد دستور داد او راگرد شهر
بگردانند و جارچیان او رابه مردم بشناسانند و ماموران او را بیرون اوردند
درپی یافتن چارپایی بودند تا اورا سوارش کنند . در این بین کرُد هیزم فروشی
بارش را به زمین گذاشت . با خواهش و رشوه شتر خود را به
ماموران سپرد تا زندانی را سوارش کنند . خودش هم همراه
آنان روانه شد . جارچیان از صبح
تا شام فریاد می زدند ای مردم این مرد را خوب بشناسید دزد وبد حساب است . پولی
ندارد کسی به او قرض ندهد . چیزی نفروشد . هرکس چنین
کند مالش بر باد می رود وشکایتش شنیده نمی شود .هوا تاریک
شد ماموران ومنادیان
کار خود راتمام کردند و به خانه رفتند . مرد قلاش هم پیاده شد وبه راه افتاد . کُرد
یقه اش راگرفت و گفت کجا؟ من کرایه ، کاه وجو شترو جای
خواب می خواهم . حالا حکایت ماست امان از مغزهای ماست!