لگدمالی ها

طنز- اقتصادی سیاسی اجتماعی .... مامایی ووو

اگر دنبال کاندومی گناه است 
اگر کردی وازکتومی گناه است
به هرعلت که سیل جمعیت را
بگیری و ببندی تو گناه است

نوشته شده توسط زنجره در 93/04/17

لينك مطلب

بند 350 اوین و اسرار آن   .جویندگان حقیقت بخوانند

این گزارش به قلم شاهدی عینی است و تماما واقعی : وقتی که ما داخل بند رفتیم احساس کردیم که زندانیان حالت طبیعی ندارند . گویا مست بودند .انگار پارتی گرفته بودند . داخل بند پر شده بود از پوست انواع میوه وآجیل و حتی قوطی خاویار. من یکی از قوطی ها را بردم و در گوشه ای لیسیدم . اطراف را گشتیم خبری نبود . آنها هم خونسرد  بودند ناگهان یکی از ماموران پایش روی خرمن پوست موز رفت . افتاد زمین وسرش خورد به دیوار بند. دیوار  رفت تو . در واقع دیوار یک تخته بود که با مهارت رنگ آمیزی شده بود . من کنجگاو شدم جلو رفتم .چه می دیدیم خدایا باورمان نمی شدپشت تخته  تونلی بود بزرگ ووحشتناک . باترس ولرز تخته را هول دادم افتاد پایین . سرک کشدم پشت تخته چندین پله دیدم  با کمک نگهبان ها رفتیم پایین .کورمال پیش می رفتیم که اتفاقی دستم خورد به کلید برق . ناگهان چشممان خیره شد چلچراغ های بزرگ و نورانی که حتی در موزه ها هم ندیده بودم . تالاری مجلل تر از کاخ سعد آباد . تخت های پرشکوه نقاشی هایی با امضای پیکاسو فرش های نفیس وزربفت چشم هایم را مالیدم احساس کردم در شهر قصه ها هستم . ما مثل دیوانه ها داد می کشیدیم و زیبایی های قصر رابه هم نشان می دادیم . کمی جلوتررفتیم .از پشت دری بزرگ و طلاکوب صدای موسیقی مبتذل می آمد .دررا باز کردیم خدایا هزار بار توبه . انگار حرمسرای ناصر الدین شاه بود . زنانی که از قیافه شان معلوم بود همه ستارگان پورن استارند و یقیناجاسوس انگلیس. با هزار خجالت رویمان را برگرداندیم به تالاری رفتیم که جلو درش طلسم های عجیب بسته بودند . با کمک همکارم که از دوستان مشایی بود  آن ها را خنثی کردیم . داخل شدیم پر بود از گاو صندوق های طلا و جواهر عتیقه . نزدیک بود وسوسه شویم . شیطان را لعنت کردیم وبرگشتیم . به تالار دیگر سر زدیم  استودیوی بزرگ فیلم سازی که امکانات هالیوود را داشت .صدای خنده شیطانی دختری مار ابه اتاق پشتی کشاند . قابل باور نبود  پونه قدوسی وهمکارنش در بی بی سی . پس اینجا استودیو آنهاست . کمد ها را باز کردیم . پر بود از انواع لوزم صوتی وتصویری . گوشی های ماهواره ای . لوازم فضا نوردی وغواصی وکوهنوردی . در همین حین مارش نظامی شنیدیم . به دنبال صدا رفتیم  . گُردانی از فتنه گران از جمله ندا آقا سلطان را دیدم که در حال رژه بودند . به محض دیدن ما رزه را رها کردند و با تفنگ های عجیب وغریب ما را دنبال کردند . فرار کردیم و به در بزرگ فولادی رسیدیم با زحمت آن را باز کردیم داخل شدیم و از پشت قفل کردیم . تونلی بود بزرگ و روشن به راه خود ادامه دادیم . درمیان تونل های متعدد گم شدیم. به تابلویی رسیدیم که ورود مارا با چهارصد زبان بجز عربی خوش آمد می گفت .شهری بسیار پاکیزه و پر از امکانات پیشرفته و متاسفانه مردمانی فاسد . ما وارد ایستگاه قطار برقی شدیم و در ایستگاهی شلوغ و پرزرق وبرق گم شدیم. شرح این سفر کتاب مفصل و جذابی خواهد شد ان شاء الله . هتلی مجلل و خالی پیدا کردیم جوراب هایمان را درآوردیم .  این گزارش را از همان می فرستم .این جا دستشویی هم اینترنت دارد .باسرعتی بالاتر از نور.یادم رفت بنویسم که وقتی وارداتاق فن آوری شدیم یک گوشی پیشرفته تکان دادم ببخشید درواقع  غنیمت گرفتم-  وقتی امکانات هتل رادیدم خجالت کشیدم وآن را زمین انداختم .منتظر کتاب من باشید  :  بند 350 اوین و اسرار آن  

/* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0in 5.4pt 0in 5.4pt; mso-para-margin:0in; mso-para-margin-bottom:.0001pt; mso-pagination:widow-orphan; font-size:10.0pt; font-family:"Times New Roman"; mso-ansi-language:#0400; mso-fareast-language:#0400; mso-bidi-language:#0400;}

نوشته شده توسط زنجره در 93/02/07

لينك مطلب

حذف یارانه ومن؟ این چه حکایت باشد؟


گرچه من ساده ام ، این اند حماقت باشد


قلب بیچاره ام از حذف سبد می لرزد


که ازآن مرغ یخی نبض وحرارت باشد


آخر برج خورد کفچه ی من بر ته دیگ


 نقد یارانه فتوح و در دولت باشد


آن پشیزی که به چشم دگران چون کاه است


جسم بی جان مرا چشمه قدرت باشد


له کند قامت رستم صف هر خود پرداز


شیر ازین غائله در وحشت وهیبت باشد


طفل ریقو یک نیرزید به یک پول سیاه


بعد یارانه همان چشمه نعمت باشد

با سپاس از راهنمایی دوست عزیزم آقای اوجی

نوشته شده توسط زنجره در 93/01/22

لينك مطلب

بینندگان عزیز تصویری که هم اینک نمی بینید علیا مخدره رئیس یاهو تشریف دارند .گویا خورده اند به پیسی و برای جمع کردن پول، شام خوردن با این بانوی پوشیده تا زانو را به مزایده گذاشته اند .جای  محمود ،بابک و رویانیان خالی .حال یک فکر باحال به نظرم امد . ما به جای مومایی این گونه خرلاقیت ها آن ها را بومیایی کنیم . برای این کار چندین شصقیت[تلفظ ترکی] برگیزیده ام برای این جور کار ها ومارها .امید بارم که خشکتون نزنه:

1-  جوک تعریف کردن و خنداندن  احمد خاتمی با ده سال وقت.

2-  پلک نزدن تاآخر سخنرانی محمود.

3-  بحث سیاسی  وقانع کردن حسین شریعت مداری، بدون محدودیت زمانی  .

4-  جر وبحث با علی دایی  بدون درد وخونریزی ،پنج دقیقه .

5-  سخنرانی در مجلس وجلب توجه همه نمایندگان پنج دقیقه.

6-  سخنرانی در مجلس خبرگان بدون آن که کسی بخوابد ، دو دقیقه .

7-  تعریف کردن حادثه ای که سن جنتی بدان قد ندهد

8-  گرفتن جواب  رک وپوست کنده از رفسنجانی . 

9-  گفت و گو باولایتی و تعریف و تحدید بیداری اسلامی تا ظهور حضرت .

10-                      جر وبحث مذهبی با محمود کریمی دراتوبان خلوت ، دو دقیقه.

11-                       بردن حاجی بابای به همایشی بدون حضور عکاس وخبر نگار .

12-                        جلوگیری از افزایش وزن فیروز آبادی تادو روز .

13-                      به روز کردن افکار حاتمی کیا ، وقت تنگ است .

14-                      آموزش انگلسی به ده نمکی ، بدون تاریخ مصرف.

15-                      حرف زدن وسط حرف های فردوسی پور ،محدودیت زمانی  .

16-                      جلب رضایت کامل  فراستی از یک فیلم بدون محدودیت زمانی  .

17-                      منصرف کردن یک بازیگر زن از عمل بینی ، تا صد سالگی او.

18-                      فهمیدن یک جمله از ید الله رویایی ، تا آخر عمر .

 

نوشته شده توسط زنجره در 93/01/14

لينك مطلب


رسانه ملی یا میلی !

 برخی از آگاهان[روشنفکر نمی نامم چون این کلمه با خودش درگیری اساسی دارد] گردن فراز می کنندودهان باز  که این رسانه ملی نیست میلی است. باید اول در شعن! حاج عزت بگویم :

" ای بر سرما نشسته چون تاج، عزت    عالم به تو دارد احتیاج عزت! ".

 به این آگاهان بگویم که  نعل واورنه ی ترکمانی زدن کار حکومت است، شماچرا ؟ نفت ما ملی شد یعنی به نام ملت به کام دولت شد.  اما این یکی که نامش هم دولتی است" صدا وسیمای جمهوری اسلامی ایران " یعنی ؛ جایی که صدا و سیمای مسئولانرا پخش می کند .البته ناگفته پیداست که تاج عزت ! هم از مسئولان  دل سوخته است . این فیلم ها هم ملین است تا مغزکوچک ما آن سخنان و تصاویر مغذی ومقوی را هضم کند جانم ! هر چه به ایشان گفتیم اینبار مسئولیت را از گردن خود بردارید فرمودند "نخیررررر![انگار کره خر را صدا می کنه ]  من گردنمزیر بار مسئولیت کلفت کلفت شده . نگران نباشید .گرد ران هم ،چون گردن است . ایعزیزان کشمیش چرا به سبک کبک  سرخود را زیربرف می کنید . خون به مغزتان نمیرسد و از این حرف ها می زنید . ایش ش ش ش!

 

حکایتی شیرین از مثنوی از مثنوی نقل می کنم وترک عقل :
 
می گوید آسمان جل ِ بی کس و کاری بگوش همه را برید ازهمه قرض ونسیه کرد و خورد . با شکایت خواهندگان به زندان افتاد . آنجا هم روزگار زندانیان را سیاه کرد . هرچه داشتند و می زد و می شکست می برد و می خورد . آنها هم از او به ستوه امدند و به قاضی پناه بردند . قاضی برای حل این مشکل تصمیم گرفت او را اور از زندان آزاد گرد .برای این  دوباره مردم رانچاپد دستور داد او راگرد شهر بگردانند و جارچیان او رابه مردم بشناسانند و ماموران او را بیرون اوردند درپی یافتن چارپایی بودند تا اورا سوارش کنند . در این بین کرُد هیزم فروشی بارش را به زمین گذاشت . با خواهش و رشوه شتر خود را به ماموران سپرد تا زندانی را سوارش کنند . خودش هم همراه آنان روانه شد . جارچیان از صبح تا شام فریاد می زدند ای مردم این مرد را خوب بشناسید دزد وبد حساب است . پولی ندارد کسی به او قرض ندهد . چیزی نفروشد . هرکس چنین کند مالش بر باد می رود وشکایتش شنیده نمی شود .هوا تاریک شد ماموران ومنادیان کار خود راتمام کردند و به خانه رفتند . مرد قلاش هم پیاده شد وبه راه افتاد . کُرد یقه اش راگرفت و گفت کجا؟ من کرایه ، کاه وجو شترو جای خواب می خواهم . حالا حکایت ماست امان از مغزهای ماست!

/* Style Definitions */ table.MsoNormalTable {mso-style-name:"Table Normal"; mso-tstyle-rowband-size:0; mso-tstyle-colband-size:0; mso-style-noshow:yes; mso-style-parent:""; mso-padding-alt:0in 5.4pt 0in 5.4pt; mso-para-margin:0in; mso-para-margin-bottom:.0001pt; mso-pagination:widow-orphan; font-size:10.0pt; font-family:"Times New Roman"; mso-ansi-language:#0400; mso-fareast-language:#0400; mso-bidi-language:#0400;}

نوشته شده توسط زنجره در 92/12/27

لينك مطلب


  این دوست بانکی مون در چه فقر علمی فرهنگی ای گرفتار است . یکی"همت "کند  دستش را بگیرد وهدایت کند .این آقا انگار آلت دست آمریکاست . چند سال یک بار  کبیسه میشود و اختیارش می افتد دست خودش آن روز از این جمله های درست و حسابی می گوید:"  ایران نقش مثبتی در حل بحران سوریه ایفا می کند". این جمله معانی پوشیده بسیار دارد آگاهان می دانند .ناآگاهان ندانند بهتر .با کله، به سرِ قصه شویم .آقای بان کی مون ادعا کرده که دُمحقوق بشری آقای لاری جانی از چاک کت فاستونی انگلیسی اش درزده است.آقای بانکی منبا شواهد و قراین وبراهن ثابت می کنم که حقوق بشر در هیچ جا توزیع!نمی شود مگربلبلستان ما .اگر همه را بنویسم کوهی از کاغذ حرام می شود و چند درخت فدا. امابرای خفه کردن این مزدور ِ دور چند چند صفحه مصرف می کنم. همه چی با سیاست قروقاتیه تعجب نکن.

1.سیاسی-سیاسی:

1-1 . در همه جا افراد فتنتتنه ! (دودش زیاده) و جاسوسک رامی کشند اما ما مورد رأفت و مرحمت قرار دادیم تازه خانه امن وسلام با نگهبانبرایشان فراهم کرده ایم تا مبادا از جانبِ ذوب شدگان ما دودی برخیزد و چشم فتنه گران را کور کند.

1-2 . سخنان آقای خمینی همه در صحیفه نور و  رسانه میلی ثبت شده اما جدیدا یکی ظهور کرده ومی گوید"ایشان هیچ اعتقادیبه جمهوری نداشت وخود را وکیل تام و ششدانگ وبلاعزل و بلافصلِ  الله برزمین می دانست واگر درباره جمهوریوانتخابات چیزی می گفتند از آن بود  تواضع می فرمودند " ما فرمایش ایشان را می بوسیم وروی عینکمان نمی گذاریم . دیگری طرف دیگر قر می دهد وقرائت دیگری ازخود درمی کند و آقای خمینی را از کار پوپر دموکرات تر می داند ان را هم می بوسیم ودماغمان می گذاریم . سومی می گوید مردم صغیرند و فقیر و سر پرست می خواهند سخنانشان را می بوسیم و می گذاریم روی گردنمان و همین طور ادامه بده ... بی تربیت منحرف "بحث"  را ادامه بده نه چیزدیگررا.

1-.2 . ما مخالفان و معترضان را به هتل می بریم آنقدر ناز ونوازش می کنیم که بر اثر بوسه لپشان کنده می شود یا بر اثر کثرت نوازش دنداههایشان نرم می شود.

1- 3.  دیگری  رئیس جمهور هایمان را می تواند بشماردو پایتخت عراق و عربستان را کربلاو مکه می داند ،نامزد می شود  وبه عنوان  نماینده خبره ملت آگاه و فهیم  برگزیده می شود. ما بزرگ وکوچک سرمان می شود.     

1-4. کسی فرق mوn را نمی داند.روشن کردن لپ تاپ را بلد نیست دلش می خواهد نماینده شود . چون جوان است کت وشلوارهم پوشیده است دلش رانمی شکنیم .

5-1 . مردم لنگه کفش کهنه شان را به ضایعاتی نمی دهند بلکه نگه می دارند وبه فرق رئیس جمهور می کوبند . ما آن کفش را برمی د اریم کَفَش میبوسیم و می بوییم و ... .

1-6 . هر کس تریبونی گیرش بیاید می تواند به هر مقام سیاسی بتازد . و به فارسی برای جهان نسخه بپیچد .

2.  سیاسی-اقتصادی :

2-1 یکی اختلاس کلانی می کند. می گوییم خوب نیست بگیریمش .آبرو دارد . فرار می کند و باپول ما در کانادا ویکسی می خورد.

2-2. با مدرک جعلی حقوق می گیرد البته نمازش  ترکنمی شود ها- می خواهیم کنار بکشد . می گوید به حجت شرعی نرسیده ام . ما هم حجت گیرمی شویم .

2-3 . از خزانه بیت الحال به  بازیکنی با قراداد 300 میلیونی ، خودروی یک میلیاردی پاداش می دهد و می گوییم :مبارکه ایشون از خودمونه .

3 سیاسی اجتماعی :درفرنگ اگر تکان بخوری جریمه کمرشکن در انتظارت است . اما بعضی می خواستند به لباسمردم شماره و پلاک بچسبانند و هرکس چپ جنبید جریمه اش کنند. ما گفتیم فقط متخلفان را بگیرند .

4. سیاسی فرهنگی :

4-1. دولت به فیلمی اجازه ساخت ساخت وپاخت می دهد . با خوندل و موم و مِل می سازند .هنگام نمایش عده ای زنجیر می کشند و با پرده دری فیلم راازروی پرده سینه نما! به زیر می کشند.ما می گوییم زنجیری اند وبر آن ها حد وحرج نیست. راهشان کج نیست . بدون آنها امیدی به فرج نیست . منظورم حاج فرج نیست .

5- سیاسی مامایی :میگوییم در تولید مثل، آلت دستِ بیگانگان نشوید. جهاد مقاربتی راه بیندازید . مردمگوش نمی دهند .با سعه صدرکسی را مجبور نمی کنیم. بماند بقیه اش

 

نوشته شده توسط زنجره در 92/12/27

لينك مطلب


پلاستیک از پلاستیکوس یونانی گرفته شده و به معنای "زیبایی "است . اخیرا دانشمندان برای زیبا کردن  بینی ،روشی جدید و بدون جراحی  و کم هزینه کشف کرده اند . ..

روش کار به این صورت است که هنگام زادن ِنوزاد تیغه نازک وقابل انعطافی را در دهانه خروجی رحم قرارمی دهند . هنگام خروج ِ نوزاد بینی اش بدان برخورد می کند .نوک دماغ رو به عقب می رود واضافه اش  هم بریده می شود . چون این تیغه بسیار تیز است جای زخمش خون ریزی نمی کند . به زودی این وسیله کم حجم وارزان به ایران می رسد .البته نمونه چینی اش هم ساخته شده و زود تر از نمونه اصلی به تولید انبوه ریده است.

نوشته شده توسط زنجره در 92/12/27

لينك مطلب


من از خط سبز روی داس/   می خوانم / که این عجوزه  / 

دوستِ  محیط زیست نیست ./دیدم /فرهنگ را /دست بسته /

سپردند به سرهنگ / دردا / در مرام سرهنگ / جز فرمان ایست

نیست. / در گل های بنفش /که افسرده بر گونه ما / بویی از

سپید یاس نیست  / آفرین برما / مشق خود را کامل نوشتیم /

اما/ در چشم این آموزگار / نقش ونشان  بیست نیست. / ای

تک سوار سرفراز / اهسته تر / بنفشه و نسرین /در خواب نازند

/امید و نوید تازه­بیدارند / صورتشان/ تازه/ خمیازه باز کرده  /  گل

گشت است  اینجا / پیست نیست .

نوشته شده توسط زنجره در 92/12/23

لينك مطلب

اِنّا دَخَلنافیسبوکَ مسرورا

دوستان ناتوی فرهنگی آتوی فرهنگی


کارد دست مان داد و یک سالتو [نام


فنی در  کشتی]ی فرهنگی به ما زد.


مدتی چند است که دل ما در فیس


بوک   fees book (بر وزن خیس 

بخوانید ) بند  است




. بانام علی عبدی (آفتاب پرست )

بجویید

نوشته شده توسط زنجره در 92/12/12

لينك مطلب



سابقه شیطان پرستی به قبل از آفرینش انسان بر می گردد. نخستین آتش را شیاطین برای ما روشن کردند . شیطان از ریشه  سطن وساتن گرفته شده .

 شیطان پرستی از ابداعات فراماسونی بوده است فراماسون ها  تمام دنیای رسانه راقبضه کرده اند . ماسیون با موسایون و مسیحیون هم ریشه است یعنی همه این ها به شیطان پرستی ربط دارند . شرکت بزرگ سونی یکی از مبلغان این فرقه ضاله است .  نماد های شیطان پرستی

1-مار : مار و هر کلمه ای که مار داشته باشد یکی از نماد های معروف آنهاست .مار مولک ، مارچوبه ،  از آن جمله است.برخیاز افراد صاحب نفوذ در این فرقه عنوان مار برخود دارند : مار کونی (مخترع رسانهرادیو ) مارشا ل پتن ، مارگارت تاچر ، مارچلو لیپی ، مارادونا ، مادونا(ماردونا)،ماریو زاگالو ، روماریو  ماری کوری ، ماریشیمل لویی ماسینیون (استاد شریعتی )از این نوع اند . حتی بازی خطرناک مار وپله و بازی ضد ایرانی وضد توحید ماراتن ساخته آنهاست .سیگار این فرقه هم مارلبوروست.

2-موش : موش از حیوانات مورد علاقه آنهاست مردم اروپا به یهودیان می گویند موش کثیف –مگه موش تمیز هم داریم !- خلاصه .آنها برای محبوبیت و مغز وشویی فیلم محبوب موش وگربه را ساختند موش نماد یهودیان واسرائیل است گربه هم که معلوم است ایران .آنها درتمام داستان هایی که در مظلومیت موش ساخته شده دست داشتند . همین عبید زاکانی خودمان یکی از آن فراموسون های درجه سی بوده است . بی جهت نیست که این همه آثارمستهجن پدید اورده است .

3-بز : یکی دیگر از نماد های آنها تصویر بزنر است . بز ماده را انتخاب نکردهاند چون مونث است و بچه اش دل انسان را نرم می کند . قصه شنگو ل ومنگول را که یادتان هست . ساخته پیر زنی از فراماسو ن ها بوده . البته در فراماسونری زن ها راراه نمی دهند گویا این پیر زن اول مرد بوده بعد تغیر جنسیت داده و پیر زن شده .من قصه ظهر جمع صدایش را شنیدم هنوز هم صدایش مردانه است .

4- اعداد رند وغیر رند : از بین اعداد دودسته را می پرستند یکی رند ودیگرینارُند . مثل یازده ، 666 ،  ، هزار وشصتوشونزده . 33.  همین مَتل ِ 666 سه تا ششداره از ابداعات مرموز آنهاست . 33 که خیلی خطرناکه هرجا رئیس جمهوری در آمریکاواروپا برگزیده شد شمار ه کفش خود یا یکی از خویشانش 33 بوده . حتی همین سی وسه پلبه وسیله مهندسی فراماسون ساخته شده است . همه شیطان پرست ها سیو سه بار در شبانه روز غذا می خورند . تمام وسایل خانه شان 33 است . .هر کسی در اطراف شما شماره کفش33 پوشید به او مشکوک شویدکفشش را برداریدوشماره زیرش رادست کاری کنید .  . شیطان پرست ها می گردند افراد خود را ازبینمردان درشت و اندامی انتخاب می کنند .

5- ساتن و ساپورت :پوشیدن ساتن در قدیم یکی از نشانه های شیطان پرستان بوده .الان جای خود رابه ساپورت داده است سوتین هم از نماد ها واختراعات آنهاست . سوتین،شوتین،  شیطین ؛ یعنی لباس شیطانی . حاشیهبگو که واقعا من خودم یکی را با سوتین دیدم واقعا شیطانی شدم و... .  ساپورت هم در اصل کلمه شاپورت بوده یعنی پوشش شیطان .

6- تک چشم : دجا ل فقط چشم چپ دارد . هرکس را که دیدید چشمش چپ است یا فقطدارای چشم چپ است شیطان پرست دوآتشه است . اگر کسی به شما چپ چپ نگاه کرد بایدبترسید . حتی همین رقص چپی از انجمن های آنها گرفته شده است . چپ دست ها هم همین طور.

7- گونیا وپرگار : این قسمت بماند همین اندازه بگویم که فیثاغورث را این هاکشتند چون حاضر به همکاری باآنها نبود و به جای گونیا وپرگار از انگشت ومشت استفاده می کرد.هر کجازاویه 90 درجهیا دایره دیدید بدانید که کار انهاست . میدان آزادی طاق نمای مجلس،ستون های دوگانه جلو ساختمان ها  از آنجمله است قضیه تالس به وسیله یکی از شیطان پرستان معروف ساخته شد   . همین کتوشلوار از اختراعات آنهاست . لباس رسمی یهودی ها در مراسم مذهبی و ماسون ها در لژها . اگر به کت دقت کنید تمام زاویه  هایآن 90 درجه است . کراوات هم شکل پرگار دارد.

8–کلید : یکی از نماد های مهم این ها کلید است خیلی روی این قضیه کلید می کنند . اینکلید برای شما آشنا نیست ؟ بله یکی از آنها کلید عمو پورنگ بود که روی آن نوشتهبود دروغ . با این نشانه راز مهم پورنگ آشکار می شود که او هم از ان دسته است .هیچ فکر کرده اید که نه پورنگ پیر می شود و نه محمد بزرگ . این ها همه  تحت حمایت شیطان و جادوگران هستند .

9- عصا : یکی از نماد های آن ها عصاست . موسی را جادوگر می دانند نه معجزه گر. مخصوصا عصایی که سر ش تخت باشد . هر کس ببیند بدبخت باشد . اگر دیدید که پیرمردی عصایش را مستقیم به سمت شما گرفت . بدانید که شیطان پرست کار کشته ایست.

10 – آلت مردانه : آیین آلت پرستی را همین ها در هند رواج دادند .هم جنس بازی ریشه در همین تفکر دارد. آنها خود را پیرو قوم لوط می نامند . البته ربطیبه آیین سیک ندارد. آنها به خوردن قارچ ، بادمجان ، موز  و مانند آن علاقه بسیاری دارند .


نویسنده :خالی فسور کافه ای پور

نوشته شده توسط زنجره در 92/11/28

لينك مطلب

بس شنیدم  وصف کالاو سبد                  روغن و مرغی که باشد شش عدد

 عزم کردم تا بگیرم سهم خود                با امید  بی حساب و مرز وحد  

بعد روزی دوره گردی دور شعر               با مصیبت گشتم آنجا رابلد

دیدم آنجا بیشماری مرد وزن                مثل لشکر در هجوم و در عدد

پیش دکانی همه  چسبیده اند             مثل نوزادی که شیرش می مکد

آخر صف جای من شد ناگزیر                چشم من از طول آن شد دررمد 1

ایستادم در میان لشکر ایلخان                با توکل بر خداوند صمد

نوش جان کردم زهر کس ضربه ای         کله وچک  مشت وکف گرگی لگد

دنده هایم خرد گشت ازهر فشار            مثل میت که بماند در لحد

از کفم رفت  اختیار پیش وپس              جا بجا شد کلیه  هایم با کبد

شکم آنجاشد یقین تا دیدم این             از لباسم قطره هایی می چکد      

دیدم آنجا ناتراشی  بی جهت              چون خروسی کول بنده می جهد  

فحش های آبدار و چرب وچیل              شد نصیب خاندانم تا ابد  

بیخ گوشم خانمی در جر وبحث             با همه کس مثل عادل در نود

پالتوی هم بسته راه هر نفس              گیس زن در گردنم همچو مسد 2

موج جمعیت به بیرون  پرت کرد         لطف یزدان گشت بنده را مدد

من خلاصه رفتم آنجا چون چنار         بازگشتم له لورده چون نمد

 1. چشم درد   

 2 . ریسمانی بافته شده از لیف خرما است

نوشته شده توسط زنجره در 92/11/17

لينك مطلب


فرمانده بسیچ گفت برنامه نود باعث اغفال جوانان است . پس جناب ظالم دوزخی دخت (عادل فردوسی پور سابق ) بگیر که ا ومد:

ای نود دست ز اغفال وضلالت بردار

  آن نقاب زر وتزویر و دیانت بردار

سخنانت شده اسباب نشاط و تفریح 

  بس کن عادل دست از این طنز وظرافت  بردار

بس که چون قاشق ناشسته فضولی کردی 

   همه گویند خدا اسباب دخالت بردار

فرت وفرت و همه جا از دهنت در ریزد     

فرت وفرت و همه جا از دهنت زِر ریزد  
 
سایه سرد جهالت و حماقت بردار
من شنیدم گشته ای آلت دست بعضی
فاش کن تو ناگهان پرده ز آلت بردار

نوشته شده توسط زنجره در 92/11/12

لينك مطلب



نوشته شده توسط زنجره در 92/11/08

لينك مطلب

 یک هفته  فشار می آورم به مغز تا نوشته ای نغز  بنویسم تا آبرویم نرود و خواننده حظی مختصر ببرد . یک ماه  به موضوعی می اندیشم تا بتوانم شعرکی از آن بسازم بوکه مقبول طبع مردم صاحب نظر شود . روی وب می گذارم با هزار دل خوشی که بیایند و نوزاد تازه ام راببینند و نظر بدهند ونقد کنند . اما تنها چند نفر از دوستان وچند نفر از ادب دوستان به لطف نظر می کنند .  بی حوصله وکرخت (به قول همدانی ها ) می شوم . اتفاقی دخترکی به نام ژیلا  مرا به وبلاگش فرا خوانده بدون آنکه وبلاک! مرا بخواند یا نقدی بکند . سر می زنم  چند متن آبدوغ خیاری ومبتذل با زبان گفتاری و غلط های بی شمار . نگاهی می اندازم به آمار بازدیدش چهارصد نفر در روز با ده ها نظر تمجید وتشویق که تو نویسنده شگفت انگیزی ! تو موجود عبقری (نابغه) هستی! و...  در فیس بوک  fice book ! .  همه چشم به راهند تا دخترک سرفه ا ی بکند تا به به وچه چه و تا تبریک لحظه تولد ...  .کنار خیابان می ایستم اسکناس در دست ،می گویم دربست . سوارم نمی کنند کمی جلوتر ژیلا ، یلدا ، آناهیتا تا ..... ایستاده است . راننده محترم دربست مرا نمی پذیرد اما به دویست تومن دخترک نیم حجاب راضی می شود . معامله ای که بیشترین  سودش نگاه    است و آه . کاش من هم ژیلا بودم

نوشته شده توسط زنجره در 92/10/30

لينك مطلب

از همه کس در همه جا آشنا داریم ما

در زمین و آسمان ها آشنا داریم ما

درمیان کوه وجنگل دشت وصحرا دره ها

کهکشان تا عمق دریا آشنا داریم ما

از شغال و شیر وببر و باز وقرقی تا کلاغ

کبک وبلدر چین ودرنا آشنا داریم ما

روضه خوانی از شفاعت در قیامت می سرود

اهل بیت عصمت آنجا آشناداریم ما

اختلافی  بین موش ما وهمسایه فتد

دردفاع و طرح دعوا آشنا داریم ما

هر کجا که پای مابه بند قانون گیرکرد

 بند باز زیرک آنجا  آشنا داریم ما

در تمام فیلم های سینمایی سه ریال

قاضی و مامور درجا آشنا داریم ما 

در خراش دست وپا تا ایست قلبی، زایمان

بی گمان جراح وماما آشنا داریم ما

در زبان ما"نشد" اصلا ندارد کاربرد

مشکل ما حل می شودتا آشنا داریم ما

دوربرگردان هرقانون برای ما مهیاست 

  راهور یا گشت ناجا آشنا داریم ما

نوشته شده توسط زنجره در 92/10/26

لينك مطلب

 

آن زاده تهران آن کان بحران سخنران پرتوفان  آن غرق عالم بی خبری ، فرزند بی وفای شهید

مطهری آن پسرنوح  آن سوهان  روح آن مستوجب ِتوبه نصوح آن موافق فتنه آن مدافع خـتـنـه آن

عاشق حجاب آن شایق نقاب  آن نماینده شیک آن متخصص مکانیک آن خائن  فیکس آن جاسوس

اِن آی سیکس! نشر صاحب صدرا آن ناظر صدا وسیما آن دشمن آماده  آن  مخالفِ بزرگ ِکوچک زاده

آن آن استاد عامی دکترای کلام   اسلامی  آن  گوینده دشنام آن مخالف  دو هوا ویک بام آن وکیل

صاحب نام آن ناطق اهل  اعتراض  آن وکیل که نسلش در انقراض آن مخالف مایه داری آن

 مغضوبِ شریعت نداری  آن صاحب کت شلوار  مطهری  آن بی بصیرت آن گمراه طریقت آن مولانا

علی مطهری  . گویند که در رحم مردی بود شَهِم . با بند ناف تلفن ساختی و به ارسال اخبار

پرداختی در خردی بسی لوس بودی و کاسه لیس وجاسوس انگلیس . ازدیگرمعایب او آن بود که

میان محاسن خویش دستگاه شنود کاشتی و صدای رسایِ رسایی کاشتی  و چون بادی به ان آی

سیکس فرستادی ...

 


نوشته شده توسط زنجره در 92/10/19

لينك مطلب

 امروز رفتم دستمال توالت بخرم . فروشنده گفت : پیچیده وچندلایه است ؟  من یاد عکس کیک

تولدی افتادم که کیک تولت ! بود یعنی به شکل کاسه توالت ساخته شده بود .و چیز زرد رنگ پیچیده وچند لایه روی آن

نگاه کردم و گفتم عجب این ترکیب برایم آشناست. پیچیده وچند لایه برای شما آشنانیست؟  در اینتر نت بگردید 

شاید فهمیدید

نوشته شده توسط زنجره در 92/10/12

لينك مطلب

یارما مست وخراب است چه دیدن دارد

ناز اگر قیمت جان داد خریدن دارد

ترش کرده زنگاهم لب وروی شکرین

ترش وشیرین شده ،لب میل چشیدن دارد

دام ودانه زچه روبر سرراهم چیند

کفتر دلشده کی بال پریدن دارد

نوشته شده توسط زنجره در 92/10/11

لينك مطلب

همه کس در فکر وذکر پیشرفت کسب و کارش 

بنده عمری شده علاف کلاغ وقارقارش

چه عذابی بکشد شیخک  مغرور طلبکار

مثل آن خر که کتاب بیشماری شده بارش

بار ها قصه مار وخط آن گفته برایم

باز گولم بزند با خط وخال ونقش مارش

من این واقعه ترسان مات وحیران مثل آن که

کفترش در کف دستش شده ناگه کفتارش

در کویرو برهوت خرد وعلم وتمدن   


هرکه شاخی بنشاند شود آن چوبه دارش



نوشته شده توسط زنجره در 92/10/11

لينك مطلب

وعده ها می دهم  و باتو قرار می گذارم         

  هرروز وشب تورا سرکار می گذارم

تا امن وامان است دور تو میگردم              

 اوضاع که خیت شد پا به فرار می گذارم

 من غرق چرب زبانی و پاچه خواری             

   تو بی خبر از آشی که بار می گذارم   

   در زیر پایت پوست موز می ریزم            

     مهمان شوی پیشت خیار می گذارم

یک روز تو را نشئه می کنم و شارژ             

    روز دیگر در کف وخمار می گذارم

دایم تورا دور می زنم و می پیچانم              

 خود راحلقه وتو را نقطه پرگار می گذارم

هروقت خرم از زیر پل گذشت جیم    

  تنها تورا مثل خری زیربار می گذارم                              

  باخوشی با دختری دیگری می پرم تورا        

  غرق  درحسرت و درد و ویار می گذارم

درآخر کار  هم در شک  وتردید می مانی       

  چون تو را میان قرص و دار می گذارم

 


نوشته شده توسط زنجره در 92/09/21

لينك مطلب

     مولانا مرتضوی که سال ها حکمش زحمت روزنامه ها بود ، اکنون است که عکس اش زینت آن ها است . ایشان همیشه مورد ارادت مجلسیان نیز بوده است . چهار مجلس به او گیر سه پیچ داده و هیچ حاصل نکرده .از بس که این مرد پاک دست و پاک شلوار ![شرمنده دامن نداشتند و نخواستیم دامن بزنیم ] است . مدتی است که سوزن برخی به او گیر کرده است ودر این سرما برایش پاپوش ها دوخته اند . آن از تفحص مجلس که باعث شد کوهی از کاغذ حرام شود و درختان بی­زبانی قطع شوند.این هم از گیر برای هدیه دادن به نمایندگان .  بنده همه را بجزخودم که درقله تقوایم- به ترس از خدا  فرا می خوانم.  با چند گونی دلیل ثابت می کنم هر دو طرف  مثل شیر پاک هستند و شیر پاستوریزه خورده : گفته اند که رئیس تامین اجتماعی به نمایندگان هدیه داده است . عزیز من چه اشکالی دارد نمایندگان هم جزئی از اجتماع اند وبا کمک ایشان تامین شده اند . بندگان خدا  هدیه گرفته اند پیامبر اکرم (ص) هدیه را می پذیرفت . نه عشوه داده اند ونه رشوه گرفته . همه شان ریش­دارند و دیش ندار. با چند پشیزحقوق ِعهد بوق  صبح تا شب، یوغ ِتصویب ونطق و اخطار وتوبیخ و سفارش و گله و تفحص و تجسس را به گردن رنجور وناسور دارند. آن همه دوندگی ، گویندگی ،کوبندگی ،نان ونا می خواهد . بندگان خدا سال هاست که از خطرفقر پایین تررفته اندواکنون روی خط بقا ایستاده .نوحه ای درزبان حال مجلس : "من ازخط فقر رفتم پایین تراز جانب من  به سعید بگوکه روی خط بقا نگه دارد."  پس ملاحظه فرمودید که بیشتر شان در شمارفقرا و برخی در شمار مساکین اند . خیلی از آنها هنگام سفر به حوزه انتخابِ [گیر نده مونث نکن]  خود بی مال ومنال ،در مانده وبی حال از رفتن باز مانده  اند وابن سبیل گشته؛ تازه اگر به مقصد برسند صدها  " شاعر وزایر میهمان دارند". دسته دیگر هم با امضای نامه  فدایت شویم تو بگو فدای کجایت شودو ، به برادر خواندگی اش پذیرفته اند .شاید برای تبریک سال نو و ته ریش بوسی به خانه ایشان رفته اندو عیدی گرفته . حال بنده ­ی باحال  پس از این همه کاشتن ، یک نتیجه دیمی می گیرم : آنها که اگر گرفته اند  جزء "فقرا، مساکین ،ابن سِبیل  و ذی القربا" بوده اند نوش جانشان . آن مهریه  که می گفتند "کی داده  کی گرفته "، حالا همه می دهند ومی گیرند . حال چه برسد به هدیه که از قدیم دادن وگرفتنش هردو رایج و هایج بود . آق  سعید ما هم همیشه یک دادستان است. سعی می کند که داد دسته ای را درآورد . اما بیدی نیست با این باد ها بلرزد بلکه :

                 آن که ستبر تراز سرو صنوبر است     اورا چه باک از زخم تبَر است

این مظلوم کل تاریخ، از اول تا بیخ ،در پرونده قبل به مبلغ  سنگین وکمر شکن پنجاه هزار توان جریمه شدند که  پس از هویدا شدن فقر ایشان  با جمع آوری زکات فطره و نذور و نثار اهل قبور پرداخت شد .

نوشته شده توسط زنجره در 92/09/21

لينك مطلب

                                                              

آیا کسانی که می دانند با کسانی که نمی دانند ، برابرند؟(زُمَر،9)

آموزش وپرورش زیر بنای پیشرفت کشور است ؛هزینه نیست بلکه سرمایه گذاری است ؛ اصلاح جامعه با اصلاح آموزش وپروش ممکن است و....  بار ها چنین جملات بزرگ و مهمی را از زبان مسئولان آموزش وپرورش شنیده ایم . اما چقدربه این سخنان درست وارشمند جامه عمل پوشانده ایم ؟برای نسل آینده کشور چه کرده ایم؟

متـأسفانه چند سالی است که میزان موفقیت مدارس ، ادارت وسازمان های آموزش وپرورش  با معیارِ درصدِ قبولی ارزیابی می شود .همین شیوه­ی ارزیابی، رسمی نادرست وغیر علمی را در مدارس رواج داده است. هرکس- ازمسئول سازمان ها تا معلمان- برای جلب رضایت مقام بالادست و رهایی از باز خواست ، تلاش می کند که درصد قبولی بالایی راگزارش کند. تاجایی که امروز ، رقابت و درصدسازی ،آمار قبولی رابه صد درصد رسانده است. دانش آموزان  تنبل نیز پس از چند سال، دست معلمان را خوانده اند و می دانند که چه درس بخوانند ،چه نخوانند در آخر سال قبول خواهند شدو برای دانش آموزان کوشا هم انگیزه ای نمانده است . این رسم نادرست دانش آموزان را تنبل ،بی توجه ، بی انگیزه وبی سوادبار آورده است . معلمان هم  بی علاقه، نا امید ودلسرد شده اند . متأسفانه کار به جایی رسیده است که برخی دانش آموزانِ دوره­یِ راهنمایی ، سواد خواندن ونوشتن در حد دوم ابتدایی هم ندارند.این رسم نادرست و زیان­بار، بنیاد تمام برنامه های آموزشی وتربیتی را سست کرده است .اولیای دانش آموزان امید واعتمادی به برنامه های آموزش مدرسه ندارند وآنان که توانایی علمی ومال دارند خود دست به کار شده اند وبا تهیه انواع کمک آموزش وکلاس های خصوصی و آزاد تلاش می کنند تا بنیه ی علمی فرزندان خود را بالا ببرند تا آنها را برای رسیدن قبولی در رشته ها پر رونق در دانشگاه های معتبر یاری کنند . اما دانش آموزانی که اولیای محروم و بی سواد دارند از این قافله عقب می مانند . اینجا هم  مثل همیشه دودش به چشم بیچارگان می رود . حقیقت آن است که  نمره­ی قبولی دادن  به کسانی که شایستگی  آن را ندارند،خلاف قانون است وخیانت به کشور . تمام کسانی که در این کار دستی دارند مسئول اند ومدیون . کُلّکم راع وکُلّکم مسئول عن الرَعیَه .

نوشته شده توسط زنجره در 92/09/18

لينك مطلب


تاکید بر مدرک به جای درک و ترجیح تحصیلات بر محصولات، راهی است که سرانجامش جز گرده به گونی و سرنگونی ِعلم ودانش نیست .

 هنگامی که دوره­ ی ­کارشناسی ضمن خدمت فرهنگیان بودم، دانشجویان در جواب استادان بیت معروفی را می خواندند که درحقیقت نقل ِحال ما بود :

 ما برای کسب مدرک آمدیم   نی برای درک مطلب آمدیم .

 باز من ترک عقل می کنم و خاطره ای ازآن دوران نقل :

از یاد نمی برم روزی را که در کلاس "صرف عربی" نشسته بودیم و چشم به در دوخته  که استادی فاضل، نازل شود و مرادمان حاصل . مردی از در درآمد ، اندک سوخته وچشمانی نیم دوخته . دهان نیم باز ودیدگان نیم بسته . نشست  وبا لهجه­ غلیظ هِمِدانی سخن گفتن گرفت . یکی از دانش جَوان !(جوندگان دانش ) برای شکستنِ یخ ِآشنایی ، از دیگری پرسید که "عند" مبنی است یا مُعرَب ؟ او پاسخ داد که "معرب" . دیگری نپذیرفت .ناگهان اختلافات قبیلگی وسلیقگی گُل کردو کلاس راغرق کَل کَل . ترک ها همه نادانسته وبه تقلید از علامه­ یِ اعلمِ خود، آن را مبنی دانستند و فریاد کشیدند"مبنی"  .استاد هم  دربرابر این همه  فریاد قاطع و قاتل سرتسلیم خم کرد و گروهی دیگر را پر غم . ناگاه  لری از الوار نعره برآورد که  "نه ، مبنی است" لرها ی دیگرنیز به تقلید از اعلم قومی وبومی خروشیدند که" معرب ،معرب . " غریو و وهزاز ز هرسو بِخاست"  .استاد درمانده  ،در این میان مانده  که نظر کدام را بپذیرد و جانب کدام را بگیرد  . بیچاره از زیورسواد عاطل بود و در میانه معطل . یکی از دانشجویان نکته دان و کاردان برخاست  و هردو دسته را به آرامش فرا خواند وگفت: "آقایان ! این چه بی خردی است . در کلاس حاج آقا ... وقت خود را با مبنی و معرب هدر ندهید که همه با نمره ای عالی پذیرفته خواهید شد ". استاد مظلوم و ساکت چون  بُز اَخفَش سرِِتایید تکان داد  . پس از آن دیگر صرف وقت برای "صرف " ، به صرفه نبود  .استاد که با سلام وصلوات مدرک گرفته بود ،می آمد وباهم  از خاطرات وقاترات !(خاطرات روستاو صحرا) سخن می راندیم  و روزگار کرانه می کردیم . سرانجام کار ناگفته پیداست  ؛ نمره ­ی عالی و خمره­ ی خالی  ؛ او خشنود وما رستگار . حال  طرفه آنجاست که چندی است این استاد شاه میخ ![نوعی شامخ]به درجه ­ی دکتری افتخارِ کسب داده اند و سر گرم تدریسیدن ! وریسیدن  .

 بخت حافظ گر ازین گونه مدد خواهد کرد،   

زلف معشوقه به دست دگران خواهد بود

نوشته شده توسط زنجره در 92/09/12

لينك مطلب


 بسم الله القاسم الجبارین

    من از شیطان بیزاری می جویم و به او لعنت می گویم . شدیدا وصد درصدبا سجده ­ی ملایک پیش آدم  موافق بودم وهشتم . از شیطان و مار و طاووس هم متنفرم . سوگند می خورم که من در ماجرای بیرون کردن آدم از بهشت ، هیچ دستی نداشتم . من اصلا به اندام بی لباس حوا نگاه نکردم . اتفاقا او را نهی از منکر کردم تا رفت با گیاه خودش را پوشاند . با هابیل رفیق بودم وبیل می زدم و  با دشمن قابیل. یادم نیست زمان قتل هابیل کدام گوری بودم . گردنم بشکند اگر با پسر نوح  کلمه ای حرف زده باشم. من در کشتی نوح بودم و حیوانات نامحرم را ارشاد می کردم  به هم زیادی نزدیک نشوند . من از قوم عاد و ثمود بیزارم اگر خدا هلاکشان نمی کرد خودم همه را حد می کشتم م م م . من در زمان لوط بایست ببخشید -فقط با ضعیفه ­ی شخصیه­ی متعلقه­ی  خودم ور می رفتم و از دست بچه باز ها دایم در می رفتم اگر قدرت داشتم همه را حد بی حد میزدم . من درآتش انداختن ابراهیم(ع)نقشی نداشتم ؛اصلا با آفتابه آب آورده بودم تا آتش را خاموش کنم .به خدا قسم من در دزدیدن حضرت یوسف هیچ دخالتی نداشتم . حتی بارها پیش برادرانش رفتم و آنهارا اندرز دادم اما درزشان نرفت . من همراه حضرت موسی بودم وباهم از دریای سرخ گذشتیم . البته جایی که وارد شدیم اصلا  فلسطین  نبود! احتمالا کانادا بود . من از تمام کفار ومشرکان مکه بیزارم حتی چند باربرای تحریم شدگانِ دره ابوطالب برنج هندی  وگوشت گاو برزیلی بردم  .من متاسفانه پایم شکسته بود و نتوانستم درواقعه کربلا حاضر شوم . گواهی پزشکی هم دارم .من همراه اسفندیار بودم آنجا بدن اسفندیار ومغز مرا شست وشو دادند . من بار ها با افراسیاب جنگیدم. در حمله اسکندر هیچ نقشی نداشتم . هنگام حمله­­­ی مسلمانان به ایران من اولین کسی بودم که سعد وقاص را مثل رقاص در آغوش گرفتم .از کودتای سقیفه روحم هم خبر نداشت .  در تاسیس بنی امیه وبنی عباس اصلا دخالت نداشتم . از عقب نشینی مسلمانان از آندلس [بااجازه دکتر ولایتی]خون گریستم . من به شدت با حمله غزان ، سلاجقه ، غزانوه!، مخالف بودم . من هیچ نسبتی با افراد نامرد ،خبیثی چون کریستف کلمب  و امریکو ندارم .من از تمام پادشاهان ستمگر وگمراه ایران بیزارم . از تمام کشورهای سلطه گر بجز بحرین ، سوریه و ونزوئلا بیزارم . از هرچه طاغوتی، یاقوتی  ،استعماری ، اقماری ، بی حجاب بدحجاب ساپورتی ، رپ کپ بی ادب ، ساکتین وراکتین وماکتین فتنه بیزارم . از رنگ سبز بدم می آید . از سورس و موساد و کیان و باران  یاران ،ریالی نگرفته ام. هروقت چشمم به دیش می افتد  دندان درد می گیرم واستغفار می کنم . من سی وچهار سال است که مشتری کیهانم و هرگز به روزنامه هایی که پایگاه دشمن هستند نگاه نکرده ام .   در تمام جنگ های دفاعی شرکت داشتم . من یک میلیون یال است که برای نابودی اسراییل و امریکا دعا می کنم . سابقه بسیج من به قبل از آمدآدم  برمی گردد ... .   بقیه نطق فردا صبح

نوشته شده توسط زنجره در 92/09/10

لينك مطلب

مدتی است که برخی از مداحان برای جذب مخاطب جوان به روش های جدیدی

دست زده اند . از جمله تقلید از خوانندگان لوس آنجلسی و تولید آهنگ های  مدرن .

جدیدا هم برای داغ تر شدن جلسات و حضور جوانان جوک ها وحکایت های جنسی

وخنده دار مطرح می کنند که ابته .کاملا تابلو است که این دو شگرد را از جناب ماهی

صفت یادگرفته اند . بنابراین با توجه به مد شدن این گونه مداحی ها و کساد شدن

بازار آقای ماهی صفت ، ایشان هم به جرگه مداحان بپیوندند .به خاطر بیان سخنان

جنسی وبالای 18 احتمالا از این به بعد جلوی برخی مجالس بنویسند 18+


و ورود زیر هیجده سال را به آنجا ممنوع کنند

 .

نوشته شده توسط زنجره در 92/08/10

لينك مطلب

          

نمایندگانی داریم بسیار نجیب اند نه فکر جیب اند ونه در پی جیم . اما برخی به وسوسه شیطان رجیم ،عامل انتقاد های حجیم شده اند . حتما منتقدان نمی دانند که ایشان مردانی دور اندیش وشور اندیش اند و پی بردن به کُنه[باکَنِه که حشره معروف فرق دارد هرچند کَنه مو ندارد] تصمیمات ایشان فراست بسیار وذکاوت بی شمار می طلبد . مثلا به نمایندگان عزیز ولذیذ می تاختند که چرا برای خودشان اجازه همیشگی همراه داشتن سلاح تصویب کرده اند . آخه چرا اردوگاه دشمن را ترک نمی کنید ؟دلیل این تصمیمات درخشان را درک نمی کنید ؟ شما نمی گویید که این نمایندگان خدوم و زحمت کش مورد دشمنی شیطان های خارجی ومزدوران داخلی  هستند و امنیتشان در خطر است و خدای نکرده اگر بلایی سرشان بیاید خطر انقراض این نسل طلایی جدی می شود ؟؟حالاهم عده ای بی بصیرت وبد سیرت گیرداده اند به جواز  ازدواج  با فرزند خوانده . نمی دانند که اولا نمایندگان سخت کوش تمام مشکلات کشور راحل کرده اندو تنها این یکی مانده است .از اون گذشته ،چقدر برکت در این حرکت خفته ونهفته است !!اول این که کودکان بی سرپرست هم با سرپرست می شوند وهم صاحب همسر. دوم این که آقایانی که از ترس زنشان نمی توانند زن دوم بگیرند با این روش می توانند همسر مورد علاقه خود را پیدا کنند و به دست خود بپرورانند و ...  با این کار ضمن پیچاندن بانو، مشکل نامحرم بودن را هم حل کنند  به قول  شاعر  :                                                               

دستت چو نمی رسد به خاتون      دریاب کنیز مطبخی را               

سوم این که خانم هایی که شوهر گیرشان نیامده می توانند زحمت بزرگ کردن شوهر آینده را بکشند و اورا مطابق میل خود تربیت کنند . از همه مهم تر این که با تصویب این قانون نورانی ، مردم مخلص و فداکار برای قبول سرپرستی این کودکان سرودست می شکنند و در اداره بهزیستی را از پاشنه می کنند  .البته نمایندگان محترم خودشان حاضرند با خلوص نیت سرپرستی چند کودک را به عهده بگیرند .   

نوشته شده توسط زنجره در 92/07/11

لينك مطلب


 باید  دماغ گنده و دراز را عمل کنم                        بینی نگو که جاده ی هراز را عمل  کنم


  خوکی شده دماغ خوشقدم خانم پس از عمل           باید که من دوباره  نوک باز را عمل کنم


این چشم قیج و گونه ی چروک راکشم به  میخ            بعد این دهان گَل گشاد  باز را عمل کنم


 این چانه ی کج وقناس وقلوه را عمل کنم                   دندان برکشیده  گراز را عمل کنم


 از گردن دراز و خم به هم خورد تعادلم                       این گردن  دراز مال غاز را  عمل کنم


 این پوست کرگدن اگر جدا شود به لیزی                   این گوش وگونه ،غبغب وبغا ز را عمل کنم


 زلفم ز سر جدا شد ه به گونه ام نشسته است              باید که زلف و خط این ایاز را عمل کنم


یک شانه ام شمال می رود یکی دگر جنوب               این شانه چموش  و ناتراز را عمل کنم


 زانو  شکم  ،و سینه تا کمر، باسن                            باپوزش از شما مکان ناز را  عمل کنم    

   

 باید برای رفع موج راه رفتم  من این                            دو پای پر نشیب وپر فراز را عمل کنیم     

 

  با چشم وگوش، دردِ من نمی شودعلاج پس               باید تمام هیکل نساز را عمل کنم


نوشته شده توسط زنجره در 92/05/30

لينك مطلب


آب : تعبیرش براندازی است . چنان که مشهور است آب در خوابگاه مورچگان کردن یا سو[به ترکی : آب]. استفاده کردن. اگر دید که آب بازی می کند تعبیرش این است که به زودی به مخالفت با حکومت بر می خیزد .

آشپز خانه : تعبیرش نیروگاه هسته ای است والمحمود اعلم .

انگلستان : تعبیرش پروستات است . اگر دید که به انگلستان وفرنگستان سفر کرد ، پروستاتش به زودی عیب می کند

استخدام :اگر دختری  یا در خواب دید که استخدام شده است ، به زودی دماغش را عمل می کند . واگر پسر در خواب ببیند خریدن گوشواره است .

بادنجان: تعبیرش مشاوراست . اگر در خواب دید که بادمجان می پزد به زودی سخنگو یا مشاور خواهد شدکه محمود و ندیم با بادنجان چنان کردند ..

برنج : تعبیر برنج دانه بلند خود کشی است .

بزغاله :روشنِ فکر بی دین است . اگر دید که بزغاله رادر آغل انداخت بر این فرقه پیروز می  شود .اگر دید که بزی را کتک می زنند باید مواظب خودش باشد .

پروستات : تعبیرش مدرک دکتراست . اگر دید که به اَنگَلستان رفت و پروستات عمل کرد بداند که به زودی به خارج می رود و رهاورد سفر دکترای آکسفورد است.

تروریست : اگر به خواب تروریست دید یعنی با مردم سوریه ملاقات کند . چه در سوریه یا ارتش است  وهواداران اسد یا تروریست .

جاسوس : دوتعبیر دارد اگر مرد باسوادی به خواب ببیند یا نامزد انتخابات خواهد شد یا عضو شورایی مهم و سرنوشت ساز . اما اگر مرد خردی به خواب بیند خبر نگار یا نویسنده خواهد شد . چه هر خبر نگاری جاسوس است مگر آن که خلافش ثابت شود .  

جوراب : تعبیرش هدیه روز پدر است و حاجت مشاطه ندارد.

چاقی : اگر کسی بیند که چاق شد به زودی فرمانده نظامی خواهد شد هر چه فربه تر ببیند مقامش بالاتر خواهد شد .

چفیه : تعبیرش یرکات  عالی ، مال ، حالی  است که زبان قاصر است .

چمدان : تعبیرش جاسوس و عامل استکبار است مخصوصا اگر داخل آن لنگ و پیژامه هم باشد دیگه بدتر 

حشره :  تعبیرش اطرافیان  اهل قدرت است . چنان که سعدی فرمود :

 این    دغل دوستان که می بینی         مگسا نند گرد شیرینی

خاویار :اگر درخواب دید که خاویار می خورد تعبیرش این است که به زودی گرفتار توهمات و خوش خیالی ها می شودو باید مواظب خود باشد تا کارش به تیمارستان نکشد.

خبر نگار : تعبیرش یا جاسوس است یا دشمن . اگر دید که خبر نگار است بداند نا خود آگاه جاسوس ودشمن است وبه زودی آب گرم خواهد خورد . (زندان های قدیم زیر زمین بودند وابشان خنک اما اکنون چنین نیست ).

خر:اگردر خواب دید که گوشت خر خریدتعبیرش این است که گوشت چرخ کرده ارزان خواهد خرید . اگر دید که گوشت خر خورد ,به چلوکبابی بین راه خواهد رفت .  ابن شوربا گوید تعبیرش سفر به ملایر است.

خرس سفید : روسیه است .اگر دید که خرس سفید از دریا ماهی سفید گرفت وخورد تعبیرش این است که سهم ایران از دریای خزر به 5/0در صد خواهد رسید .اگر دید که با خرس دست داد ,تعبیرش دوستی با خالو خرسه است .

دلال : تعبیرش خوف وخفن است . باید به خدا پناه ببرد واگر به او پناه ندادند آغوش شیطان غنیمت است از شر این قوم .

زنجیر : تعبیر نیکویی دارد اگر درخواب دید که زنجیر به دست دارد به زودی کارگردان مایه دار یا تاجری بزرگ می شود . هرچه زنجیر ستبر باشد بهتر است .

شعبده باز : اگر ببیند که شعبده بازی ماهر شد و لاک پشت را جای قناری قالب کرد ، تعبیرش این است که  کارمند صدا وسیما می شود .

کوسه : تعبیرش آدم سریش وپرروست که نمی شود از شرش خلاص شد .

 گوریل :تعبیرش ونزوئلا است .اگردید که به خانه گوریل رفت, به ونزوئلا خواهد رفت .

کلید : خواب دیدن کلید نشانه تغییر حاکم است . اگر دید که کلیدی زنگ زده در دست  دارد تعبیر این است که رئیس جمهور نمی تواند هچ کاری برایش انجام دهد

گوجه فرنگی :درخواب دیدن گوجه فرهنگی دلالت کند به ارزانی میوه وتره بار .

عزرائیل :اگر دید که عزرائیل مالش را گرفت ,گرفتار شهرداری می شود . اگر دید که هم جان و هم مالش را گرفت در بیمارستان, عمل جراحی خواهد کرد .

فلافل : فروختن فلافل در خواب دلیل کند بررسیدن به سرمایه  ای کلان مثل فلان .

قلم : تعبیرش  مزدوری است وآخرش زندان . اگر در خواب دید که قلم در دست دارد ، صد پا قرض بگیرد وبه سومالی پناهنده  شود 

طوطی : اگر در خواب دید که طوطی شده است ,سخنگو , مجری تلویزیون یا گوینده خبر خواهد شد .

واجبی :اگر در خواب دید که واجبی می خورد؛برای انجام وظیفه خود کشی خواهد کرد که ممکن است با خوردن واجبی یا چیز دیگر انجام شود

لابی : اگر خواب ببیند که لابیمی کند به زودی برنده جایزه اسکار یا مِس کا ر می شود                                                                           

لبنان: تعبیرش عروس است . اگر دید که لبنان خراب یا به آن  تجاوز شد ، باید سخت مراقب عروس خود باشد چون تا گفتند لبنان عروس خاورمیانه است ،اسرائیل به آن تجاوز کرد.

لنگه کفش : دیدن لنگه کفش دلیل است بر سیاست مداری پر رو و مغضوب اگر دید که لنگه کفش خورد باید از سیاست بپرهیزد .

نارگیل : اگر در خواب دید که باتخمش نارگیل می شکند تعبیر این است که خیلی خوش به حالش می شود  اگر زنی نارگیل در خواب ببیند      همان بهتر که نشکند  .                                                              .                                                                   

نفت : نفت بدبختی ومصیبت است . اگر دید که بر سر سفره اش نفت گذاشته است , نانش آجر خواهد شد . اگر دید که نفت می خورد ,به مصیبت گرفتار آید . اگر دید که گالن نفت با خودش می برد , به زودی جزء مافیا خواهد شد و باید حسابش راپاک کند و آماده زندان شود .اما اگر دید که به مردم نفت می دهد ,تعبیرش وعده سر خرمن است.

نقاشی : نقاش تعبیرش مرکز آمار است . اگردر خواب دید که نقاشی می کشد بداند که مسئول آمار خواهد شد .

ماست : اگر دید که به ماست تبدیل شده است به زودی نماینده مجلس می شود . اگر دید که باماله ماست می مالد نماینده موافق دولت خواهد شد .

ماشین ریش : تعبیرش سرباز نیروی انتظامی است . اگر در خواب دید که ماشین ریش دزدید به نیروی انتظامی اعزام می شود .

ماما: تعبیرش خالی بندی است . اگر در خواب دید که ماما شده است بداند که خالی بند قابلی خواهد شد .

ماهی تابه : اگر در خواب دید که ماهی تابه در دست دارد به زودی دانشمند هسته ای خواهد شد باید از ترشی پرهیز کند تا ذهن تیز کند .

ممه (سینه به قول یعضی ): تعبیرش بیت المال است اگر در خواب دید که ممه را لولو برد بداند که به زودی عده ای بیت المال را می دزدند    ومیاندو دیدار تقسیم می کنند .                                                 

مُهر : اگرکسی در خواب مهر بیند فردا حتما کتک خواهد خورد . ابن لاری گوید که کتک از دست کسانی که درد دین دارد . احوط آن است که کلاه آهنی به سر کند .

هاله : دیدن هاله نور دلیل کند بر سخنرانی در مجامع بزرگ  وقارا گرفتن در برابر نور بسیار .

هلو : تعبیرش وزیرپزشکی  است اگر هلو ترش بود ،وزیر سبزه   خواهد دید .آلو سیاه وزیر سیاه پوست است  .

 هندوانه : اگر در خواب دید که هندوانه خریده است به زودی صاحب گله اسب می شود .  پالیز دار حکیم که یک بارنیز پایش لیز خورد   فرماید  هرهندوانه برابر یک اسب است .

 

نوشته شده توسط زنجره در 92/05/17

لينك مطلب


برادر علی لاریجانی نماینده مردم قم   و ساکن همیشگی تهران است .هر وقت هوای زیارت به سرش می زند  به قم سفری می کند ودرراه احوالی از مردم می پرسد .خلاصه 22بهمن پارسال در یکی از این سفر های پر برکت [برای خودش ] وپرحرکت، تعدای از   از ما بهترا ن در مرقد حضرت معصومه به او حمله کردند  و مسابقه پرتاب مهر ونعلین به راه انداختند .   و روز بعد پیامکی دریافت کردند "آفرینبر شما و یارانتان که چه عاشقانه به رهبرتان لبیک گفتید " . چند روزی نگذشت که راستگویی پیام رسان ثابت شد ورهبر  آن ها را برای آن رفتار سرزنش کرد .بعد از چند ماه تحقیق دقیق معلوم شد که تعدادی  افراد معلوم الحال و بی خیال دست به این کار زدند  .دسته دیگر هم که کاملا ناشناس هستند نعلین پرتاب کرده اند. همه آنها شخصی بودند واگر هم نبودند به قول آق ممود در آن ساعت از فرمانده ، شیخ یارئیس  خود برای شرکت در مسابقه پرتاب مهر، مرخصی داشتند  . البته بعضی ها گفتند کار حلقه پرتو است .حلقه ای که موتورشان با نور "مصباح" روشن است وگویا می خواهند به فضا بروندالبته اگرموتورشان نسوزد وموشک وپوشک ( 1) داشته باشند .به نظر من  این یکی کار حلقه پرتاب است . یکی از نمایندگاه که سرش به تنش می ارزید گفت اینجا ایران است چطور می شود عده ای بیایند و سخنرانی رئیس مجلس را برهم بزنند . اتفاقا من هم از همین متعجم !!گویاپیدا  کردن برادرانی که مهری به کفش دارند از دستگیری "ریگی" سخت تر است !!  سخنگوی کمیسیون گفت" گزارش جامع هیئت نتیجه ۲ هزارساعت کار است که در چارچوب قانون انجام شده و اصل گزارش حدود ۷۰۰ صفحه است." خدایا شکر چه مجلس پرکار وفداکاری داریم . برای  جیغ چند کفن پوش که فقط به درد کفن پوشیدن وپوشاندن می خورند وبرای پوشیدن عجله دارند-این همه وقت گذاشته اند و کوهی از کاغذ را حرام کرده  . چقدر وقت مالیده اند تا آن 2000 ساعت را جمع بزنند؟  آن هم گزارشی بدون ذکرنام از انام. عجب از این دقت وزحمت . این ها بااین خدمات بزرگ دشمنان بی شماری دارند پس حق دارند تا آخرعمر سلاح  با خود داشته باشند .یکی از روزنامه هایی که به راستگویی معروف است نوشت : "کار مشترک حلقه انحرافی و فتنه بوده است . برخی فریب خوردگان به ما زنگ زدند و ابراز ندامت کردند  به داستانی قم رفتند وخواستند که مجازات شوند."این خبر چند نکته جالب دارد:  انحرافی ها وفتنه کهسایه  هم دیگر را باتیر می زنند ،اینجا دست به دست هم دادند ودرمیهن خویش غوغا کردند. فریب خوده ها همه جا هستند وبعد پشیمان می شوند.  آن ها چندان گریه کردند که اشکشان گوشی تلفن را سوزاند و سیلی در قم به راه افتاد و چند ماشین ر ا برد. (به همراه عکس فتوشاپ) این ها جلوی دادستانی چشمانشان کاسه خون شده بودو زار می زدند که ما را دستگیر کنید تاعذاب وجدان زجر کشمان نکند . البته دادستانی هم طبق معمول با محبت ورافت آنها را به خانه  روانه کرد  این منبع بع بع بع   برای افزایش مسافرتِ یوسف تیموری (2) عجایب هفتگانه را هشت کرد ودرته دیگ این جنگ زبر ،از دخالت سیا،سبز ، بنفش ، موساد ،سورس وفرناندو تورس حرفی نزد. تهی دستی می گفت که جانم آن هم از سیری است در این زمانه مگر کفش گیر من می آید که پرتش کنم تازه اگر داشته باشم ، کو  نای حرکت وپرتاب؟! هنگام  خواندن گزارش در مجلس، رسایی فریادِ رسایی کشید وثابت کرد که بی جهت نیست که اسمش رسایی است .

 پا عرقی ها  :

1- پوشک  این جا اتباع است یعنی موشک ومانند آن . هرکه فکر بد کند خِرِِف است و منحرف .

2-  تیموری در مصاحبه ای گفته بود "آرزویم دیدن تمام عجایب هفتگانه است!!"  که تنها یادگار آن ها هرم خئوپوس در مصر است .


نوشته شده توسط زنجره در 92/05/17

لينك مطلب


الا نامت شریعت با مداری     تو آن چرخ شریعت را مداری                

به فکرت خارجی جاسوس باشد   مگر آن کز تبار روس باشد

چو رسوا می کنی  نیم نهان را        دهی بر باد تنبان کسان را

تویکتا و تکی درپیش گویی       خطا نبوَد به قولت قدر مویی

تو دانی جنگ نرم و زبر وفتنه    ویا مزدوردر رفته ز ختنه

زبس بادشمنان جنگ کردی       دل ودیده بسی تنگ کردی

زدلشوره کچل گشتی برادر         خروس بی محل گشتی دلاور

بیا گرد جهان قدری سفرکن         ز نورت عالمی را پر شرر کن  ...

بیا به کشوری نامش عراق است        وآمریکا میان باتلاق است

به ندانت بگیر آن بیسکویت را   بین فتح والت استریت را

که استکبار بس بیچاره گشته   تمام مردمش آواره گشته..

نگه کن به مسکینان یونان   گرسنه اندو محتاج یکی نان ...

گدایانی که کفشت را  بلیسند      زاشراف  قدیم  انگلیسند  

ازان سرمایه داری خلق خسته    به آغوش تو آیند دسته دسته

جز ایران در جهان اباد نیست  بجزما هیچ انسان شاد نیست   ...        

نوشته شده توسط زنجره در 92/05/12

لينك مطلب




کپي برداري از مطالب لگدمالی ها فقط با ذکر منبع مجاز ميباشد .

All Rights Reserved 2012-2014 ©

قالب طنز طراحی شده توسط ایران ایج قدرت گرفته از بلاگفا